روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥١ - ترجمه
بود،آنگه به اين رها نكند ستيز [١]روى و لجاج پيشه گيرد.آلت او سوگند و لجاج بود، اين پيش گيرد و آن پيشه گيرد.در حجاج لجاج كند و در حلال جدال كند و در حرام خصام كند،و [٢]آنهمه براى اين حطام [٣]كند كه فى الحياة الدّنيا.و«اعجاب»، تعظيم الشّىء فى النّفس باشد.و«عجب»عظم الشّىء فى النّفس باشد و از اين جا متكبّر را معجب گويند كه بر خود معظّم باشد.
و اصل«عجب»آن بود كه مانند آن يا نبود يا كم بود،قاله المفضّل،و ابن محيصن در شاذّ خواند:و يشهد اللّٰه،به فتح«يا»و«ها»،و رفع«ها»«اللّٰه»، بر آنكه گواى [٤]خدا دهد و معنى ردّ بر او بود.او مىگويد و خداى گواى [٥]مىدهد كه دروغ مىگويد،بيانش [٦]: وَ اللّٰهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنٰافِقِينَ لَكٰاذِبُونَ [٧].و در مصحف ابىّ هست:و يستشهد اللّٰه،و اين قوّت [٨]قرائت عامّه است در معنى،و خداى را به گواى [٩]مىدرخواهد [١٠].بار خدايا!تو گواه منى بر آنچه در دل من است،اگر هيچ [١١]ممكن است براى من گواى [١٢]بده،خداى را به گواه [١٣]مىخواهد [١٤]به دروغ خداى گواى [١٥]بداد به راست كه او دروغ مىگويد، وَ اللّٰهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنٰافِقِينَ لَكٰاذِبُونَ [١٦].
وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصٰامِ ،و او سخت خصومت است:يقال:لددت يا هذا و[انت تلدّ لددا و لدادة] [١٧]،چون در لجاج خصم را غلبه كند گويى [١٨]:لدّه يلدّه لدّا[٢٦١-ر] و رجل الدّ و امرأة لدّاء و رجال و نساء لدّ،قال اللّٰه تعالى: وَ تُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدًّا [١٩]،و رسول-عليه السّلام-گفت:
انّ ابغض الرّجال الى اللّٰه الالدّ الخصم [٢٠]، دشمنتر
[١] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:ستيزه.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:اين.
[٣] .مب+دنيا.
[٥] [٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:گواهى.
[٦] .مب+قوله تعالى.
[٧] .سورۀ منافقون(٦٣)آيۀ ١.
[٨] .آج،لب،فق،مب،مر:موافق.
[١٥] [١٣] [١٢] [٩] .همۀ نسخه بدلها:مج،وز،آج،لب،فق،مر:گواهى.
[١٠] .مب:مىطلبد،مر:در مىخواهد.
[١١] .مر:اگرچه.
[١٤] .همۀ نسخه بدلها بجز دب:مىخواند.
[١٦] .سورۀ منافقون(٦٣)آيۀ ١.
[١٧] .اساس:زير وصّالى رفته و به دليل نونويسى مشوّش است،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٨] .آج،لب،فق،مب،مر:گويند.
[١٩] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٩٧.
[٢٠] .مج،وز:الخصام،دب،آج،لب،مب،مر:الخصيم.