روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠١ - ترجمه
هدى.و«ما»در محلّ رفع است-چنان كه برفت پيش از اين-على تقدير:فعليه ما استيسر من الهدى.
و فقها گفتند:آن متمتّع را كه هدى واجب بود محتاج بود به چهار شرط:يكى آنكه احرام به عمره در ماه حجّ آرد،دوم آنكه حلال شود هم در ماه حجّ،سيم [١]آنكه احرام به حجّ گيرد هم در ماه حجّ و در احرام حجّ با ميقات نشود و اين بعينه مذهب ماست جز كه ما حتم گوييم و فقها نگويند،و مذهب ما آن است كه هركس كه نه حاضرى المسجد الحرام باشد فرض او تمتّع [٢]است و صفت او آن بود كه چون به ميقات اهلش رسد احرام گيرد به عمره اوّلا،و در لبّيك بگويد:لبّيك بمتعة بعمرة الى الحجّ،و همچنين [٣]مىرود لبّيك زنان مىشود تا آنگه كه خانههاى [٤]مكّه ببيند.
چون عروش مكّه ببيند لبّيك رها كند،و چون در مكّه شود بايد كه بر غسل باشد،و اولىتر آن بود كه غسل از چاه ميمون يا [٥]چاه فخّ كند،و از بالاى مكّه در شهر شود،و چون بيرون آيد از زير شهر بيرون آيد،و مستحب آن است كه در مكّه پاى تهى رود [٦]، و بر [٧]غسل در مسجد رود،و از در بني شيبه در شود [٨]و پاى برهنه كند،و دعواتى كه در كتب عبادات مشروح است به هر جاى مىخواند.
آنگه آهنگ حجر اسود [٩]كند،و ازآنجا آهنگ طواف كند و آن را استلام كند اوّلا و بوسه بر دهد،يا دست در او مالد،يا اشارت كند به حسب تمكّن.آنگه هفت بار گرد خانه طواف كند،و در هر شوطى استلام اركان بكند و دعوات بخواند.
چون از طواف فارغ شود به مقام ابراهيم آيد و دو ركعت نماز بكند،آن را ركعتى [١٠]الطّواف خوانند.آنگه بيايد و ميان صفا و مروه سعى كند هفت بار،ابتدا به صفا كند و ختم به مروه،و بر صفا بايستد و روى به كعبه كند و دعا بخواند و در هر نوبتى از سعى هروله بكند بين الميلين كه سنّت اين است.چون فارغ شود،تقصير بكند اعنى
[١] .مج،وز:سهام.
[٢] .فق:متمتّع.
[٣] .دب،اج:هم چونين.
[٤] .اساس و همۀ نسخه بدلها:خانها/خانهها.
[٥] .مج:تا.
[٦] .مب:پاى برهنه.
[٧] .آج،لب،فق،مب:و با.
[٨] .مب:به مسجد شود.
[٩] .مب،مر:حجر الاسود.
[١٠] .دب،آج،لب،فق،مب:ركعت.