روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٩ - ترجمه
سدّى گفت:نامش شمعون بود و براى آنش شمعون خواندند كه مادر او را از خدا بخواست به دعاء.چون دعاى مادرش را اجابت آمد و او را بزاد،گفت:سمع اللّٰه دعائي،و«سين»به لغت عبرانى«شين»گردد،و او شمعون بن صفيّة بن علقمة بن ابي يأسف بن قارون بن يصهر بن [١]قاهث [٢]بن لاوى بن يعقوب بود.
و ديگر مفسّران گفتند:اشمويل [٣]بود،و اين به زبان عبرانى اسماعيل بود،و هو ابن تالى [٤]بن علقمة بن حام بن النّهر بود.و مقاتل گفت:از نسل هارون بود.
مجاهد گفت:اشموئيل [٥]بن هلقانا بود [٦]ابو اسحاق و وهب و سدّى و كلبى گفتند:سبب سؤال ايشان آن بود كه چون موسى -عليه السّلام-با جوار رحمت خداى رفت [٧]،يوشع بن نون را خليفه خود كرد،و او در ميان قوم حدود تورات و احكام آن بر جاى مىداشت تا با پيش خداى شد.و او كالب را خليفه كرد،تا به جاى او بيستاد [٨]و هم آن كرد تا خداى تعالى او را قبض روح كرد.از پس او حزقيل را خداى به پيغامبرى بفرستاد،در عهد او احداث در بنى اسرايل [٩]پيدا شد و عهد خداى فراموش كردند و بت پرستيدن گرفتند.
خداى تعالى الياس را به پيغامبرى بفرستاد،و اين پيغامبران جمله كه مىآمدند به تجديد شرع موسى و اقامت احكام تورات مىآمدند.و از پس الياس،اليسع آمد به پيغامبرى.چون خداى تعالى او را ببرد،فساد در ميان بنى اسرايل [١٠]ظاهر شد و ايشان را دشمنى پديد آمد كه او را بلشاثا [١١]گفتند،و ايشان از جمله قوم جالوت بودند و عمالقه بودند،ساحل بحر روم تا به مصر و فلسطين به دستها گرفتند [١٢]و بر
[١] .مج،وز:مصهر بن،آج،فق:يضربن،لب،مب،مر:نصر بن.
[٢] .دب،آج،لب،فق:فاهت،مب،مر:فامت.
[٣] .دب:اشموئيل،مب:اشمعويل.
[٤] .مج،وز،آج،لب،فق:بابى،دب:بالى،مب:مالى.
[٥] .مج،وز،فق،مب،مر:اشموئل.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:ندارد،اساس با خطّى متفاوت از متن آورده است.
[٧] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر+و.
[٨] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:بايستاد،دب:باستاد.
[١٠] [٩] .مج،وز،دب،لب،مب،مر:اسرائيل.
[١١] .مب،ملشانا،دب:بلسانا ديگر نسخه بدلها:بلشتا.
[١٢] .دب:فراگرفتند.