روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٤ - ترجمه
داود اوّل مدّعى را گفت:برخيز و دست به سلسله دراز كن.مرد برخاست و گفت:بار خدايا!اگر دانى كه من در اين دعوى بر حقّم و اين وديعت با او سپردهام،و او را واجب است كه با من دهد،دست من به سلسله رسان.دست دراز كرد و سلسله بگرفت.داود-عليه السّلام-مدّعى عليه را گفت:برخيز تو نيز دست به سلسله [١]كن.
او برخاست [٢]و آن عصا به دست گرفته [٣]،صاحب وديعه را گفت:اين عصاى من دار [٤]تا من اين سلسله بگيرم.آنگه گفت:بار خدايا!اگر دانى كه اين وديعت كه او دعوى مىكند به او رسيده است،و در دست او حاصل شده است،بار خدايا دست من به سلسله رسان.اين بگفت و سلسله به دست گرفت.داود-عليه السّلام-از آن كار تعجّب فروماند.جبريل آمد و گفت:دانى كه اين مرد چه مكر كرد!و اين قصّه شرح داد.داود-عليه السّلام-مرد را بخواند.و جوهر از او بستد و مكر او بر مردمان آشكارا كرد،خداى تعالى اين [٥]سلسله برداشت.
و خداى تعالى او را به كشتن جالوت صنعت درع در آموخت [٦]او را درع كردن و آيين [٧]درع در پوشيدن،او درعى كرد كه پيش از [٨]او كسى چنان درع نكرده بود.و [٩]درعى در پوشيد كه پيش از او و پس از او كس چنان درع در نپوشيده بود،و آن درعى بود كه سينه داشت و پشت نداشت.او را گفتند:ما بال درعك لا ظهر لها؟قال:اذا ولّيت فلا ولّت [١٠].
و اگر او را حكمت داد از موعظه زبور،اين را حكمتى داد در مواعظ بليغه كه فصحاى عرب و عجم آن را گردن نهادند و بگفتند:كلامه دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوق ما عدا كلام رسول اللّٰه-صلّى اللّٰه عليه و آله.
و اگر داود را آواز دادى [١١]كه مرغ از آواز او در هوا بماندى،او را آوازى داد كه
[١] .مب+دراز.
[٢] .اساس:برخواست،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٣] .مج،وز+و.
[٤] .فق:نگه دار.
[٥] .مج،وز:آن.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:درع آموخت.
[٧] .مب:ندارد،ديگر نسخه بدلها:و اين را.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:ندارد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:و اين.
[١٠] .آج:وليت،مج:والت.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:آوازى داد.