روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٠ - ترجمه
خبر است؟ آنگه گفت:اگر ايشان را دستورى بودى تا جواب دادندى،جز اين نگفتندى:
و تزوّدوا فانّ خير الزّاد التّقوى،و اعشى گويد:
اذا انت لم ترحل بزاد من التّقى
و ابصرت بعد الموت من قد تزوّدا
ندمت على ان لا تكون كمثله
و انّك لم ترصد كما كان أرصدا
مالك دينار گويد:يكى از جمله زهّاد بصره فرمان يافت،جنازه او برگرفتند و خلقى عظيم حاضر شدند.چون به گورستان رسيدند و او را دفن بكردند،سعدون مجنون-و او از عقلاى مجانين بود-بر بالاى [١]رفت،و آواز در داد [٢].
الا يا عسكر الاحيا
ء هذا عسكر الموتى
أجابوا الدّعوة الصّغرى
و هم منتظروا الكبرى
يحثّون على الزّاد
و ما الزّاد سوى التّقوى
يقولون لكم جدّوا
فهذا آخر الدّنيا
وَ اتَّقُونِ يٰا أُولِي الْأَلْبٰابِ
،از من بترسى اى خداوندان عقلها،يعنى از عقاب من بترسى و از معاصى من حذر كنى تا در عقاب من نيوفتى! قوله: لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنٰاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ ،سبب نزول آيت آن بود كه جماعتى از عرب چون به حج رفتندى روا نداشتندى هيچ تجارتى كردن از [٣]ايّام عشر دست از همۀ تجارات بداشتندى،و آن را كه در ايّام حج تجارت كردى او را داجّ خواندندى،خداى تعالى اين آيت فرستاد و ايشان را رخصت تجارت داد،گفت:
نيست بر شما بزهاى أَنْ تَبْتَغُوا [٢٥٠-ر] فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ ،كه از خداى تعالى «فضلى»بجوى [٤]،و مراد به«فضل»روزى است.
عبد اللّٰه عبّاس گفت:عرب را سه بازار بود:عكاظ و مجنّه و ذو المجاز.ايشان در وقت موسم آنجا تجارت كردندى و وجه معاش ايشان ازآنجا بودى.چون اسلام در آمد تحرّج كردند از اين،خداى تعالى اين آيت فرستاد و رخصت داد ايشان را در تجارت كردن در اين ايّام.
[١] .مب،مر:بالايى.
[٢] .مب+كه.آج+شعر.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:در.
[٤] .مج،آج،:بجويى/بجوييد.