روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٤٥ - ترجمه
وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاٰقُوهُ ،و بدانى كه شما را با پيش او مىبايد شدن،و حساب با او دادن.و حقيقت ملاقات بر خداى روا نباشد،چه حقيقت او مقابلت و مقاربت بود،و اين بر اجسام روا بود،پس معنى محاسبه و مجازات باشد.
و دليل بر اين،آن است كه آيت وارد است مورد وعيد و تهديد و تنبيه بر عمل صالح،و زجر از معصيت[٢٩٠-ر]،و مخالفت [١]،و تقدير آنكه:انّكم ملاقوا ثوابه او عقابه على ما تستحقّون [٢]،و بدانى كه شما ملاقى ثواب او يا عقاب او خواهى بودن برحسب آنچه مستحقّ باشى آن را.
وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ،و بشارت ده مؤمنان را.و«بشارت»،هر چيزى بود متضمّن خير و نفع را كه سرور [٣]آن بر بشره پيدا شود.
قوله: وَ لاٰ تَجْعَلُوا اللّٰهَ عُرْضَةً لِأَيْمٰانِكُمْ ،كلبى گفت آيت در عبد اللّٰه رواحه آمد كه او سوگند خورده بود كه با دامادش بشير بن النّعمان خير و احسان و مبرّت نكند، براى وحشتى كه از ميان ايشان رفت [٤].هرگه كه او را گفتندى كه در حقّ او خيرى بكن و توسّطى كن از ميان او و خصوم او و اصلاح بعضى كارها او گفتى:من سوگند خوردهام كه اين نكنم،و مرا روا نباشد خلاف سوگند كردن [٥]،خداى تعالى اين آيت بفرستاد.
مقاتل بن حيّان گفت:آيت در حقّ ابو بكر الصّدّيق آمد [٦]كه سوگند خورده بود كه با پسرش خيرى نكند-عبد الرّحمن-تا اسلام آرد [٧].
ابن جريج گفت:آيت در او آمد كه او سوگند خورد كه با مسطح بن اثاثه هيچ خير نكند براى آنكه او در حديث افك خوضى كرده بود.
و«عرضة»فعله باشد به معنى مفعول،كالجرعة و الاكلة و اللّقمة و غير ذلك.و «عرضة»،چيزى بود كه در معرض كارى نهند،و اصل يا از«عرض»باشد و هو الجانب،يا از عرض مصدر عرضت عليه الامر عرضه كردن چيز [٨]و چيزى كه
[١] .همۀ نسخه بدلها+او.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:يستحقّون.
[٣] .مج،وز:شرور.
[٤] .مج،وز،آج،لب،فق،مر:برفت،مب:رفته بود.
[٥] .مر:سوگند خوردن.
[٦] .آج،لب،فق،مر:ابو بكر آمد.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:نيارد.
[٨] .مج،وز،لب،فق،مب،مر:خير.