روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٧ - ترجمه
و بعضى دگر گفتند:مراد خود سه ماه تمام است،براى آنكه تمامى حجّ در تمامى ماه ذوالحجّه پيوسته است،نبينى كه متمتّع چون هدى نيابد بهايش رها كند [١]به نزديك كسى تا بخرد و به نيابت او بكشد [٢]به منا در طول ذىالحجّه.پس از اين [٣]وجه ذوالحجّه بهيكبار از جمله ماههاى حجّ باشد،و اين وجهى قريب است.
اكنون بدان كه:هركس كه در جز اين ماهها احرام گيرد،احرامش درست نباشد به حجّ و آن عمره سنّت باشد،چنان كه آنكس كه در نمازى شود پيش [٢٤٦-ر]از وقت آن نماز او را به نافلهاى مجزى باشد،و اين قول عطا و طاوس و مجاهد است،و مذهب اوزاعى و شافعى.و مذهب مالك و ثورى و ابو حنيفه و محمّد مكروه است كه چنين كند اگر كند روا باشد و مجزى از او.و مذهب ما آن است كه:احرام پيش از وقت حجّ و رسيدن او به ميقات اهلش درست نباشد،دليل ما قوله تعالى: اَلْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ. و المعنى وقت الحجّ و اوان الحجّ.چون تخصيص كرد حجّ را به اين ماهها بايد تا مخصوص باشد،و الّا اين تخصيص را فايده [٤]نبود چون نماز نبينى كه چون تخصيص كرد آن را به مواقيت هريكى مختصّ آيد به وقتى،چون پيش از وقت كند درست نباشد،فكذلك الاحرام بالحجّ.
فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ ،قيل معناه:قدّر،هركه او در اين ماهها با خويشتن تقرير و تقدير حجّ كند،و گفتهاند معنى آن است كه:فمن اوجب على نفسه،هركه او در اين ماهها بر خويشتن[حجّ واجب كند] [٥]بالخوض فيه،به آنكه در او خوض و شروع كند از احرام و لبّيك زدن و آنچه افعال حجّ بود. فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ [٦]،ابن كثير و ابو عمرو و يعقوب خواندند:فلا رفث و لا فسوق و لا جدال [٧]،اين دو به رفع،و اين [٨]بازپسين به فتح،چنان كه اميّه گفت:
فلا لغو و لا تأثيم فيها
و ما فاهوا به لهم [٩]مقيم
[١] .مب:بهاى هدى گذارد.
[٢] .مج،وز:بكشاند،مب او در هدى بكشد.
[٣] .مب:پس بدين.
[٤] .مب:فاييده
[٥] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+في الحجّ.
[٧] .آج،فق،مب+فى الحج،لب+فى الحجّة.
[٨] .لب،فق،مر+دو،مب:آن دو.
[٩] .دب،آج،لب،فق،مب:ابدا.