روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٦ - ترجمه
كه مؤدّى بود با ريبتى و تهمتى. وَ اللّٰهُ يَعْلَمُ ،و خداى داند مصالح شما را در امور دينى و شرعى،و شما ندانى.
وَ الْوٰالِدٰاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ ،مفسّران گفتند:مراد زناناند كه ايشان را طلاق داده باشند،و ايشان از آن شوهر مطلّق [١]فرزند دارند شيرخواره.چون خواهند كه فرزند خود را ايشان شير دهند،اولىتر [٢]ايشان باشند.
آنگه بيان مدّت رضاع كرد،گفت: حَوْلَيْنِ كٰامِلَيْنِ ،مدّت تمامش دو سال باشد آنكس را كه خواهد كه رضاعش تمام بود او را. لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ ،آنگه بازنمود كه،پدر فرزند را واجب بود نفقه و كسوت او به معروف [٣]،يعنى بر سبيل اقتصاد و ميانه،بىاسراف و تقصير.
اهل معانى گفتند،قوله: وَ الْوٰالِدٰاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ ،صورت خبر است و معنى امر،براى آنكه اگر معنى خبر [٤]بودى دروغ بودى كه ما بسيار مادران را مىيابيم كه كودك را بيشتر يا كمتر از دو سال شير مىدهند،و تقدير كلام وجهى بود از دو وجه:امّا چنين بود كه:يرضعن اولادهنّ في حكم اللّٰه الّذي اوجبه على عباده،و امّا تقدير چنين بود كه:ليرضعن اولادهنّ.
امّا«حول»،اشتقاق او من حال يحول اذا تحوّل،و حال عن العهد اذا انقلب عنه.و حال بين الرّجل و كذا اذا منع،و الحول،الانقلاب.و الحيلولة،المنع،و منه الحيلة،و منه الحوالة.و الحول،التّحويل،قال اللّٰه تعالى: لاٰ يَبْغُونَ عَنْهٰا حِوَلاً [٥].
و قوله: كٰامِلَيْنِ براى تحقيق را گفت،تا بدانند كه نه بر تقريب مىگويد،بر تحقيق مىگويد،و مثله قوله تعالى: تِلْكَ عَشَرَةٌ كٰامِلَةٌ [٦].
و در آيت بيان دو چيز است:يكى فريضه و يكى سنّت.آنچه فريضه است،آن است كه بازنمود كه اجرت رضاع در دو سال واجب بود،بالاى آن واجب نبود.و آنچه سنّت است،مدّت دو سال شير دادن است.
علما خلاف كردهاند در آنكه اين حدّ هر كودكى باشد يا خاصّ است به بعضى
[١] .وز:مطلق.
[٢] .مب،مر:اولى.
[٣] .آج،لب،مر:بمعروف.
[٤] .مج،وز:خبرى.
[٥] .سورۀ كهف(١٨)آيۀ ١٠٨.
[٦] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٩٦.