روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٩ - ترجمه
اين با من جز تو كردى شكايتش جز با تو [١]نكردمى.
هنوز اين سخن تمام نگفته بود كه شخصى را ديدم كه از گوشۀ بيابان بر آمد [٢]زمام ناقهاى تيزرو به دست گرفته و ناقه فروخوابانيد و گفت:برنشين،و او را برنشاند و چون باد از پيش من بجست.دگرش بازنديدم تا به طوافگاه رسيدم،او را ديدم، گفتم:به آن خداى كه با تو آن كرامت كرد كه مرا بگوى تا تو كيستى؟گفت:
نمىدانى،انا شهدة بنت مسكة بنت فضّة خادمة فاطمة [٣]،من دخترزادۀ فضّهام [٢٥٠-ر]خادمه فاطمه زهرا [٤].اين نه منزلت من است،اين منزلت آن بار خدايان [٥]من است كه خداوند لطيف با من ضعيف اين كند كه ديدى.آن زاد تقوى است،و اين زاد توكّل،و تو را چاره نيست از هر دو در حضر به ما حضر از زاد توكّل تزجّى مىكن،و در سفر به زاد تقوى به اضافت تزجّى توسّل مىكن كه: وَ تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزّٰادِ التَّقْوىٰ. در اين سفر هيچ زاد صالح نيست مگر زاد تقوى،چه در هر منزل كه فرود آيى،و اوّل منزلت [٦]آخرت گور است تو را اين زاد فرياد رسد [٧]:
الموت بحر موجه غالب
تذهب فيه حيلة السّابح
لا يصحب الانسان في قبره
غير التّقى و العمل الصّالح
راوى خبر گويد كه:اميرالمؤمنين [٨]-عليه السّلام-چون به گورستان در آمدى، گفت:
السلام عليكم يا اهل القبور اما الدور [٩]فقد سكنت و اما الاموال فقد قسمت و اما الازواج فقد نكحت هذا خبر ما عندنا فما خبر ما عندكم ،سلام بر شما باد اى اهل گورستان،امّا سراهاتان [١٠]ديگران در نشستند،امّا مالهايتان [١١]قسمت كردند،و امّا زنانتان شوهران باز كردند،اين آن خبر است كه نزديك ماست،به نزديك شما چه
[١] .دب،آج،لب،مر:شكايت جز پيش تو.
[٢] .دب،آج،لب،مر:بيابان نزد من آمد.
[٣] .اساس:با خطى متفاوت از متن در زير كلمه افزوده است:«الزهراء عليه السّلام»،مج،وز،دب،آج،لب، فق،مر+گفت.
[٤] .اساس:با خطى متفاوت از متن در زير كلمه آورده است:«عليها السّلام».
[٥] .دب،آج،لب،فق:بار خداى.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:منزل.
[٧] .مج،دب،آج،لب+شعر.
[٨] .دب،فق،مب+على.
[٩] .اساس:الدّوور.
[١٠] .مج،وز:سراهايتان.
[١١] .مج،وز،آج،لب،دب،فق،مر:مالهاتان.