روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٧ - ترجمه
ندادهاند [١]او را فراخى از خواسته [٢]،گفت كه خداى برگزيد او را بر شما،و بيفزود او را زيادت در دانش و تن،و خداى بدهد پادشاهيش آن را كه خواهد و خداى توانگر و داناست[٣٢٧-ر].
و گفت ايشان را پيغامبرشان كه علامت پادشاهى او آن است كه به شما آيد تابوت،كه در او وقار است از خداى شما،و مانده از آنچه رها كرد آل موسى و آل هارون،برگيرند آن را فريشتگان،در آن علامتى باشد [٣]شما را،اگر از جمله مؤمنان باشى.
[٣٢٧-پ] چون ببرد طالوت لشكرش را،گفت خداى مىبيازمايد شما را به جويى [٤]،هركه بازخورد از او نيست از من،و هركه بنخورد [٥]از آن او از من است،مگر آنكس كه برگيرد كفى به دستش،بازخوردند از او مگر اندكى از ايشان چون در گذشت از او،و آنان كه ايمان داشتند [٦]با او گفتند نيست توانايى ما را امروز به جالوت و لشكرش،گفت آنان كه دانستند كه ايشان بازشوند با پيش خداى،بس گروه اندك كه غلبه كند [٧]گروه بسيار را به فرمان خداى،و خداى با شكيبايان [٨]است.
چون بيرون آمدند براى جالوت و لشكرش،گفتند
[١] .اساس:نه دادهاند/ندادهاند.
[٢] .مج،آج،لب،فق:از مال،وز:به فراخى از مال.
[٣] .مج،وز+و.
[٤] .كذا در اساس:جوى/جويى.
[٥] .آج،لب،فق:نخورد.
[٦] .مج:ايمان آرند.
[٧] .آج:غلبه كنند.
[٨] .مج،وز،آج،لب،فق:شكيبايان.