روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٠ - ترجمه
و گفتيم:كه از شرط صحّت او [١]روزه است،و اين مذهب اهل عراق است و مالك بن انس.شافعى گفت:بىروزه درست باشد،و حسن بصرى گفت:اگر روزه شرط كند واجب شود،و اگر شرط نكند واجب نبود.و به نزديك ما كمتر از سه روز نباشد و اهل مدينه هم چنين گفتند،و اهل عراق گفتند:هر [٢]مسجد كه در او نماز جماعت كنند اعتكاف درست باشد،و مالك گفت:جز در مسجد آدينه شهر نشايد.
و اهل عراق گفتند:زن [٣]در مسجد خانه خود شايد كه اعتكاف گيرد،و مالك گفت:
جز [٤]در مسجدى كه نماز جماعت كنند نشايد.شافعى گفت:زن و بنده و مسافر هركجا خواهند اعتكاف گيرند،و مالك گفت:كمتر از ده روز نشايد،و اهل عراق گفتند[كه:يك] [٥]روز درست باشد.
تِلْكَ حُدُودُ اللّٰهِ ،يعنى اين احكام كه گفته شد در باب روزه و اعتكاف حدّهاى خداى است.سدّى گفت:[شروط] [٦]اللّٰه.شهر بن حوشب گفت:فرائض اللّٰه.
ضحّاك گفت:معصية اللّٰه.
و«حدّ»در لغت بر معانى آمد،حدّ منع بود،يقال:حدّه عن كذا[اذا منعه] [٧]،و «حدّ»،حدّ سراى بود.و«حدّ»فريضهاى باشد از فرائض خداى،و«حدّ»حدّ زانى باشد و جز او.و حدّ شمشير تيزناى[او بود] [٨].و حدّ در خلق حدّت [٩]باشد،و حدّ فرق باشد ميان دو چيز،و حدّ غايت چيز بود،و حدّ شراب حدّتش باشد،و احداد[المرأة] [١٠]سوك داشتن زن بود بر شوهر [١١]،و تيز كردن [١٢]كارد و شمشير بود.و احداد نظر،تيز نگريستن باشد.و محادّت ممانعت و عصيان است،في قوله: إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ [١٣]...،و حديد آهن بود،و حدّاد آهنگر بود و زندانبان،و منه المثل:تقيس الملائكة[٢٣٤-ر]بالحدّادين،و اصل اين همۀ راجع است با منع،قال الاعشى:
[١] .همۀ نسخه بدلها:اعتكاف.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:در هر.
[٣] .فق+را.
[٤] .مج:چو.
[٥] .اساس،مج:ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها و فحواى عبارت افزوده شد.
[١٠] [٨] [٧] [٦] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .مج،وز:مدّت.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:شوهرش.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:و احداد تيز بكردن.
[١٣] .سورۀ مجادله(٥٨)آيۀ ٥.