روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨٨ - ترجمه
دينارى دارم.گفت:برو بر خود نفقه كن.گفت:ديگرى دارم.گفت:برو بر اهلت نفقه كن.گفت ديگرى دارم.گفت:برو بر فرزندانت نفقه كن.گفت:ديگرى دارم.گفت:برو بر زيردستانت [١]نفقه كن.گفت:ديگرى دارم.گفت:تو دانى هركجا كه خواهى صرف كن.
و رسول-عليه السّلام-گفت:صدقه تو بر درويش صدقهاى باشد،و بر خويشاوند [٢]دو صدقه باشد،براى آنكه هم صدقه باشد و هم صله رحم.حقتعالى ابتدا كرد بالاولى فالاولى،گفت:آنچه تو را باشد از فاضل نفقات ابتدا به مادر و پدر كن، آنگه به آنان كه به تو نزديكتر باشند [٣]،هرچه قرابت او نزديكتر باشد ولايت و اولىترى او را بود.
آنگه گفت:چون از آن فاضلى بماند بر [٤]يتيمان براى آنكه بىپدر باشند [٥]و ايشان را كسى نبود كه تولّاى كار ايشان كند،و ايشان طفل باشند.
آنگه گفت:«و المساكين»كه ايشان چيزى ندارند [٦]يا كفاف ندارند.آنگه گفت:
وَ ابْنِ السَّبِيلِ ،و رهگذرى كه او غريب باشد و پناهى ندارد.
جماعتى مفسّران-سدّى و جز او-گفتند:آيت منسوخ است به آيت زكات،و اين درست نيست براى آنكه در آيت[٢٧٤-ر]،[حديث] [٧]قلّت و كثرت نيست،و انّما [٨]در آيت ذكر آنان است كه نفقه برايشان بايد كردن،و نفقه بر ايشان منع نكند از وجوب زكات،و جمع از ميان هر دو ممكن است.
گروهى دگر گفتند:منسوخ است از وجهى ديگر به آيت مواريث،و اين هم درست نيست كه وجوب نفقه بر آنان كه ذكر كرد از مادر و پدر و ديگران،منع نكند ازآنكه چون مرده باشند تركه ايشان را مستحقّانى باشند از روى شرع به حسب مصلحتى كه خداى ديده باشد،پس اين منع نيست از آن،و آن منع نيست از اين،و
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:دوستانت.
[٢] .دب،آج،لب،فق:خويشاوندان،مب،مر:خويشان.
[٣] .مج،وز،دب فق:باشد.
[٤] .مب:براى.
[٥] .همه نسخه بدلها:باشد.
[٦] .دب،آج،لب:ندارد.
[٧] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .آج،لب،فق،مب،مر:امّا.