روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤٠ - ترجمه
و اگر مرد از آنان باشد كه او را در وقت احرام خطايى رفته باشد از اصابت صيدى يا خلوت حلالى،او را روا نبود كه در نفر اوّل بيايد،بل توقّف كند تا نفر دوم.
و آن را كه در نفر اوّل آيد عند الضّرورة قبل الزّوال روا بود،اگر با پس زوال افتد و توقّف مىباشد تا آفتاب فروشود [١]نشايد [٢]از منا بيامدن،و چون از منا بيايد آنگه [٣]بايد آمدن براى وداع خانه و طواف وداع،و مستحب است كه در مسجد خيف نماز بكند به نزديك آن مناره كه در ميان [٤]مسجد است.
و ازآنجا به مسجد حصبا آيد-و آن مسجد رسول است،صلّى اللّٰه عليه و آله.و آنجا بياسايد و به ستان بازخسبد [٥]ساعتى،ازآنجا ببايد [٦]در مكّه آيد و جهد كند كه در خانه كعبه شود اگر صرورت [٧]باشد على كلّ حال رها نكند و الّا اولىتر هم آن است كه در خانه شود [٨].بايد تا بر غسل باشد،و به چهار گوشه خانه نماز بكند و بر رخام سرخ و از [٩]ميان دو ستون [١٠]نماز بكند و دعواتى كه معيّن هست آنجا بخواند و به درآيد و طواف وداع بكند،و در مستجار بايستد و حاجت [١١]بخواهد و از خداى در خواهد تا آخر عهد نكند.
و در آنكه بعد غروب الشّمس از منا بنشايد آمدن شافعى موافقت كرد ما را.
و در معنى آيت خلاف كردند،عبد اللّٰه عبّاس و عبد اللّٰه عمر و عطا و عكرمه و مجاهد و قتاده و ضحّاك و نخعى و سدّى گفتند:معنى آيت آن است كه سواء [١٢]اگر در نفر اوّل بيايد و اگر در دوم-چنان كه شرح داديم-بر او حرجى و بزهاى و اثمى نيست،و او را كفّارتى لازم نيايد.
و از اميرالمؤمنين -على عليه السّلام-روايت كردند و از أبو ذرّ و عبد اللّٰه مسعود و مطرّف شخّير،كه معنى آيت آن است كه:در هر نفرى كه بيايد از اوّل و دوم [١٣]،گناه
[١] .مج:مىشود.
[٢] .مج:شايد.
[٣] .مج:تا مكّه،دب،وز،مر:با مكّه،مب:به مكّه.
[٤] .دب:ميانه.
[٥] .مج،وز،آج،لب،فق،مر و ساعتى آنجا بازخسبد،دب:و ستان بخسبد ساعتى.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:بيايد.
[٧] .مر:ضرورت.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٩] .مب:و در.
[١٠] .مج،وز،دب،لب،فق،مر:استون.
[١١] .دب+خود.
[١٢] .مب:خواه.
[١٣] .مج+و.