روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨١ - ترجمه
ما را در اين كوهستان دشمنان [١]هستند اغلف،يعنى ختنهناكرده،چون دويست مرد از ايشان[بكشى] [٢]و به علامت غلفه [٣]ايشان با پيش من آرى،من دختر به تو دهم.او بيامد به آنجا رفت،و ايشان را [٤]هركه را يافت مىكشت و غلفه ايشان با رشته مىكرد تا تمامى دويست كس را بكشت،و نشان را با پيش طالوت آورد.
طالوت دختر به او داد و انگشترى ملك در دست او كرد،و داود بر سرير سرورى بنشست و به عدل مشغول شد،و مردم به او اقبال كردند و مايل شدند به او.
جماعتى مفسّران روايت كردند كه طالوت حسد برد بر داود،قصد كشتن او كرد.داود بگريخت و در كوهى پنهان شد،و طالوت در طلب او عالم خراب كرد، و هركس از علما و احبار بنى اسرايل كه او را نهى كردند از كشتن او [٥]،او را بكشت تا در همۀ بنى اسرايل جز يك زن نماند از نژاد علما،او را پنهان كردند-في خرافات طويلة-كه ظاهر قرآن از آن مانع است،من قوله تعالى: إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَيْكُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ [٦]،و خداى تعالى اين معنى جز با كسى نكند از اطلاق لفظ«اصطفا»و آنچه آيت متضمّن آن است كه او معصوم باشد.
و بعضى مفسّران گفتند:[طالوت] [٧]پيغمبر بود،و اگر اين روايت درست باشد صغيره و كبيره در حقّ او ممنوع بود،پس اولى [٨]باشد كه كتاب را صيانت [٩]كنند از حديثهاى مطعون.
و گفتهاند:طالوت چهل سال پادشاهى كرد و ملك به داود سپرد و با پيش خداى تعالى شد،و كار [١٠]داود در ملك مقرّر شد،و بنى اسرايل جمله به او [١١]مجتمع
[١] .مج،وز،دب:دشمنانى.
[٢] .اساس كه در اين قسمت نونويسى است،ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .اساس:حلقه،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها بجز مب،مر:و از ايشان.
[٥] .آج،لب،فق،مب:داود.
[٦] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٤٧.
[٧] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٨] .مج،وز،دب:اولىتر آن،آج،لب،فق:اولىتر.
[٩] .اساس كه نونويس است:صلبيه،با توجّه به مج تصحيح شد.
[١٠] .اساس:و در كار،با توجّه به مج تصحيح شد.
[١١] .مج،وز،دب،آج،لب:بر او.