روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢١٨ - ترجمه
وَ إِذٰا قِيلَ لَهُمْ مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قٰالُوا أَسٰاطِيرُ الْأَوَّلِينَ [١] [رفع او] [٢]در هر دو جايگاه بر خبر ابتداى [٣]محذوف است،و ديگران به نصب خواندند بر تقدير:قل انفقوا العفو،و مثالش قوله تعالى: [وَ قِيلَ] [٤]لِلَّذِينَ اتَّقَوْا مٰا ذٰا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قٰالُوا خَيْراً [٥].
مفسّران در [٦]معنى«عفو»خلاف كردند.عبد اللّٰه عمر و محمّد كعب و قتاده و عطا[و سدّى] [٧]و ابن ابى ليلى گفتند:ما فضل من المال عن العيال،آنچه از قوت او و عيالش فاضل بود.
حسن بصرى گفت:«عفو»آن بود كه مرد با آن بر جا بماند و درويش نشود.
عبد اللّٰه عبّاس گفت:آنچه پديد نيايد بر مال.مجاهد گفت:صدقهاى باشد از سر توانگرى.
عمرو بن دينار و عطا گفتند:صدقهاى وسط باشد از ميان اسراف و تقصير.
ضحّاك گفت:مقدار طاقت بود.عوفى روايت كرد از عبد اللّٰه عبّاس كه:مراد به «عفو»آن است [٨]كه هرچه باشد از قليل و كثير.
عطاء خراسانى گفت:ما عفا و يسّر،آنچه سهل و آسان بود من قولهم:أتاه الامر عفوا صفوا.ربيع گفت:«عفو»طيّب پاك باشد،يعنى از آنچه پاكتر و حلالتر و نكوتر باشد صدقه [٩]بايد دادن،و معنى متقارب است.
و اصل«عفو»در لغت زيادت باشد و كثرت،قال اللّٰه تعالى: حَتّٰى عَفَوْا [١٠]...، اى كثروا.و
قال-عليه السّلام: احفوا الشّوارب و اعفوا اللّحى،اى كثّروها ،گفت:
شارب نيك بگيريد يعنى سلبت،و محاسن رها كنيد تا بسيار شود،قال الشّاعر:
و لكنّا يعضّ السّيف لا
بأسوق عافيات الشّحم كوم
اى كثيرات الشّحم.و«عفو»نيز كارى بود آسان كه گفتيم،و عرب گويند [١١]
[١] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٢٤.
[٧] [٢] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:مبتداى.
[٤] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به قرآن مجيد افزوده شد.
[٥] .سورۀ نحل(١٦)آيۀ ٣٠،همۀ نسخه بدلها:و اذا قيل لهم ما ذا انزل ربّكم قالوا خيرا.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+اين.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:عبد اللّٰه عبّاس العفو مراد آن است.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:بصدقه.
[١٠] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ٩٥.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:گويد،كه بر متن مرجّح است.