روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٥٤ - ترجمه
ذكرش بيايد،چون آب نخوردند به آب عبر كردند و برابر دشمن شدند و قتال كردند [١].
وَ اللّٰهُ عَلِيمٌ بِالظّٰالِمِينَ ،و خداى تعالى ظالمان را به از آن شناسد كه ايشان خود را.ايشان [٢]از گمان خود خبر دادند،و علم احوال ايشان به نزديك خدا [٣]بود.
حقتعالى گفت من داناام به احوال ايشان و نيّات ايشان.
وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ ،گفت ايشان را پيغامبرشان اشمويل [٤]: إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طٰالُوتَ مَلِكاً ،كه خداى تعالى طالوت را بفرستاد براى شما به پادشاهى.
و قصّه او آن بود كه مفسّران گفتند:چون بنى اسرايل اين سخن گفتند و اين سختى كردند،خداى تعالى جبريل را فرستاد به اشمويل [٥]و عصايى و قرنى-اعنى سروى-روغنى در او كرده كه آن را روغن قدس خواند [٦]،و گفت:خدايت سلام مىكند و مىگويد كه پادشاه بنى اسرايل آن بود [٧]كه به بالاى اين عصا برابر بود،و اين روغن بر سر او ريزى،گرد سر او برگردد و به رويش فرونيايد.و از علامت او اين بود كه چون از در سراى تو درآيد،اين روغن [٨]به جوشيدن آيد.چون شخصى چنين بود، سر او به اين روغن مدهّن بكن و به پادشاه [٩]بنىاسرائيلش كن.
اشمويل [١٠]كس فرستاد و بطون بنى اسرايل را مىخواند،و ايشان مىآمدند و خويشتن [١١]به عصا اندازه مىگرفتند [١٢]،بالاى كس [١٣]با آن موافق نبود،و روغن در قرن ساكن بود.
و طالوت را نام به سريانى ساذل [١٤]بود و به عبرى شاول [١٥]بود،و از فرزندان
[١] .همۀ نسخه بدلها+و ظفر يافتند.
[٢] .آج،لب،فق:اينان.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:خداى.
[٤] .دب:اشموئيل،ديگر نسخه بدلها:ندارد.
[٥] .دب:اشموئيل.
[٦] .دب:گويند.
[٧] .مج،وز،دب،آج،لب،مر:باشد.
[٨] .مج+در او سرو،وز،دب،آج+در اين سرو،لب،فق،مر+در اين سر.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:پادشاهى.
[١٠] .مج،دب:اشموئيل.
[١١] .مج،وز،مب+را.
[١٢] .وز:مىكردند،دب:اندازه مىكردند و مىگرفتند.
[١٣] .مب:كسى.
[١٤] .مج،وز،فق:شاذل،دب،آج:شازل،لب:شاول،مب:تنازل،مر:تناويل.
[١٥] .آج،لب،فق:شاويل،مب،مر:تناويل.