روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٩
ضرورى كند،و اطّلاع دهد به وحى و خبر،و اين ممكن نيست در علم حقيقى،كه علم او به نزديك آنكه او را علم اثبات كند قائم باشد به ذات[او] [١]،و آنچه قائم بود به ذات او احاطه به آن محال بود. وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ ،اى ملأ و احاط.
و در«كرسىّ»خلاف كردند.عبد اللّٰه عبّاس و سعيد جبير و مجاهد گفتند:مراد به كرسىّ علم است،و از اين جا دفتر علم را كرّاسه خوانند،و از اينجاست قول را جز در وصف صيّادى-شعر:
حتّى اذا ما جاء[ها] [٢]تكرّسا
اى علم،و عالمان را«كراسىّ»خوانند چنان كه شاعر گفت-شعر:
تحفّ بهم بيض الوجوه و عصبة
كراسىّ بالاحداث حين تنوب
اى علماء بها.
و بعضى ديگر گفتند:مراد به«كرسىّ»عظمت و سلطان است،و عرب ملك قديم را كرسىّ خوانند [٣]،و الكرس [٤]اصل كلّ شىء،يقال:فلان كريم الكرس [٥]،اى الاصل،قال العجّاج:
و قد علم القدّوس مولى القدس
أنّ ابا العبّاس اولى نفس
في معدن الملك القديم الكرس
و در بعضى تفاسير مىآيد كه:«كرسيّه»اى سرّه،قال الشّاعر:
ما لي بأمرك كرسىّ أكاتمه
و لا يكرّس علم اللّٰه مخلوق [٦]
محمّد بن جرير الطّبرىّ گفت كه:«كرسىّ»اهل باشد،اى وسع عباده السّماوات و الارض،ابو موسى و سدّى گفتند:«كرسىّ»حقيقى خواست [٧]،و خداى تعالى كرسىّ از لؤلؤ آفريد،و هفت آسمان [٨]در جنب كرسىّ چون هفت درم است كه براساس
[١] .:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد،طبرى(١١/٣):اذا ما احتازها.
[٣] .فق:خواند.
[٤] .مب،مر:و الكرسى.
[٥] .مب،مر:الكرسى.
[٦] .اساس به صورت:«المخلوق»،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .اساس،وز:به صورت:«خداست»هم خوانده مىشود.
[٨] .مج،وز،آج،مب،مر:آسمانهاى هفت،فق:آسمانها هفت است.