روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٢ - ترجمه
القنوت ،نمازى كه قيامش درازتر بود.
عبد اللّٰه عبّاس گفت در روايت جابر [١]كه:«قنوت»دعا باشد،دليلش آن خبر كه روايت كردهاند كه:
انّ رسولاللّٰه قنت على رعل [٢]و ذكوان، اى دعا عليهم،كه پيغامبر-عليه السّلام-بر اين دو مرد [٣]قنوت كرد،يعنى دعا كرد برايشان-يعنى نفرين كرد ايشان را.و گفتهاند:«قنوت»خود نماز باشد[٣١٨-ر]. وَ قُومُوا لِلّٰهِ قٰانِتِينَ، اى مصلّين،دليلش قوله تعالى: أَمَّنْ هُوَ قٰانِتٌ آنٰاءَ اللَّيْلِ سٰاجِداً وَ قٰائِماً [٤]...،اى مصلّ.و رسول-عليه السّلام-گفت:
مثل المجاهد في سبيل اللّٰه كمثل القانت الصّائم،اى المصلّى الصّائم ،گفت:مثل مجاهد در سبيل خداى مثل نماز كن روزهدار را [٥]بود.
قوله: فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجٰالاً ،اگر ترسى نماز كنى پياده رونده يا سوار بر پشت ستور.
و نصب او بر حال بود از فعلى محذوف كه كلام بر حذف او دليل مىكند،و التقدير:
فصلّوا رجالا او ركبانا.و«رجال»جمع راجل باشد اين جا،كصاحب و صحاب، و قائم و قيام،و صائم و صيام،قال اللّٰه تعالى: يَأْتُوكَ رِجٰالاً [٦]...،اى راجلين [٧]،قال الاخطل:
و بنو غدانة شاخص ابصارهم
يمشون تحت بطونهنّ رجالا
او ركبانا،جمع راكب يا سواران [٨].
مفضّل [٩]گفت:راكب شترنشين را گويند،و سوار اسب را فارس گويند،و صاحب خر را حمّار گويند،و صاحب استر را بغّال.و معنى آيت آن است كه:اگر متمكّن نباشى ازآنكه نماز كنى به قنوت-بر اين معانى كه رفت به حدود و حقوقش براى خوف را-نماز بكنى در آن حال كه مىروى يا بر ستور [١٠]نشسته باشى،
[١] .كذا:در اساس،مج،وز،مب،مر:روايت رجا،ديگر نسخه بدلها:افتادگى دارد.
[٢] .اساس:رجا،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها(توضيح آنكه:رعل و ذكوان نام دو قبيله است.)
[٤] .سورۀ زمر(٣٩)آيۀ ٩.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٦] .سورۀ حج(٢٢)آيۀ ٢٧.
[٧] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٨] .دب:سوار
[٩] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٦٩/٢):سوار،ابن مفضّل.
[١٠] .فق:مىروى كه بر شتر.