روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٣١ - ترجمه
لن تسبق اللّٰه على حمار
و لا على ذي ميعة مطّار [١]
[٣٢١-پ] قد يصبح اللّٰه امام السّاري
مىگفت:خداى را سبق نتوان بردن بر خرى و نه بر اسبى تيزرو،كه خداى تعالى در پيش مرد شبرو باشد.چون مرد اين بشنيد،برگرديد [٢]و با شهر آمد و گفت:از قضاى خداى نتوان گريختن.
عبد الرّحمن عوف روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه گفت [٣]:شنوى [٤]كه در شهرى وباست در آنجا مروى [٥]،و اگر آنجا باشى [٦]ازآنجا بيرون ميايى [٧].
ضحّاك و مقاتل و كلبى گفتند:ايشان از جهاد مىگريختند،و آن [٨]آن بود كه پادشاهى از پادشاهان بنى اسرايل ايشان را فرمود كه:به جهاد كافران شوى [٩].بيرون آمدند و لشكرگاه بزدند،پس بترسيدند از قتال،پادشاه را گفتند كه:ما آنجا نمىرويم كه اشنيديم [١٠]كه در آن زمين وباست.خداى تعالى مرگ در ايشان افگند.
چون بديدند كه مرگ بسيار شد،از شهر بيرون آمدند و سراها رها كردند و بگريختند.
پادشاه كه آن ديد،گفت:اللّهمّ ربّ يعقوب و اله موسى،اى خداى يعقوب و موسى عصيان بندگانت مىبينى در تو،آيتى به ايشان نماى در تنهاى ايشان،تا بدانند كه از تو نتوان گريختن.خداى تعالى گفت:موتوا فماتوا جميعا،[بميريد] [١١]همه بمردند،و چهار پايان [١٢]ايشان نيز بمردند.
چون هشت روز بر آمد برآماهيدند [١٣]و منتفخ شدند و كس آنجا نتوانست گذشتن
[١] .وز:ندارد،كذا:در اساس و ديگر نسخه بدلها،چاپ شعرانى(٢٧٤/٢):خطّار.
[٢] .دب:بازگرديد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+چون.
[٤] .مب:شنويد.
[٥] .مروى/مرويد.
[٦] .باشى/باشيد.
[٧] .ميايى/مىآييد.
[٨] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:اين.
[٩] .آج،لب،فق،مر:شوند،مب:رويد.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:مىشنويم.
[١١] .اساس:ندارد،دب،آج،لب،فق:بميرى،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٢] .مج،وز:چهار پايهاى،آج،لب،فق،مر:چهار پاى.
[١٣] .آج:برآماسيدند.