روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢١ - ترجمه
عاصم بن ضمره [١]گفت از اميرالمؤمنين علىّ-عليه السّلام-پرسيدم كه:وتر واجب است يا نه؟گفت:واجب نيست چون نمازهاى فريضه،و لكن سنّتى است كه رسول -عليه السّلام-فرمود.و دليل ديگر بر آنكه وتر واجب نيست آن است كه عبد اللّٰه عمر گفت:رسول خداى را ديدم كه وتر مىكرد بر شتر نشسته.و اجماع امّت است كه:
نماز فريضه در حال امن بر راحله روا نباشد.
وَ قُومُوا لِلّٰهِ قٰانِتِينَ. اى مطيعين.«قنوت»،طاعت باشد.اين قول شعبى و جابر و عطا و سعيد جبير و حسن و قتاده و طاوس و عبد اللّٰه عبّاس است به روايت عكرمه،و عطيّه ابو العاليه و ضحّاك و مقاتل و كلبى گفتند:هر قومى را نمازى بود كه در آن نماز قيام كردندى [٢]،در خداى عاصى شده [٣]،شما به نماز خود قيام كنى خداى را مطيع.
و ابو سعيد خدرىّ روايت كند كه رسول-عليه السّلام-گفت:هر قنوت كه در قرآن هست به معنى طاعت است.بهرى دگر گفتند:«قنوت»سكوت باشد از آنچه در نماز نشايد گفتن.
زيد ارقم گويد كه:ما در عهد رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله-در نماز سخن گفتمانى با يكديگر.و چون يكى در پهلوى يكى ايستاده بودى از او بپرسيدى كه:نماز چند كردى؟او جواب دادى،و چون كسى در آمدى و سلام كردى،در نماز جواب سلام دادندى.و هركسى به حاجت خود سخن گفتى،و روا بودى،تا اين آيت آمد،سخن گفتن حرام شد،نيز [٤]كسى در نماز سخن نگفت.
مجاهد گفت:«قانتين»،اى خاشعين،گفت:و از جمله قنوت طول ركوع باشد و چشم بر هم نهادن،و سكون و وقار به جاى آوردن،و تذلّل و خضوع كردن خداى را -جلّ جلاله-و بازننگريدن به جوانب،و به دست بازى نكردن و حديث النّفس از خود دور داشتن.
حسن بصرى و ربيع گفتند:«قنوت»قيام باشد در نماز،دليل آن حديث جابر كه گفت:رسول را-عليه السّلام-پرسيدند كه كدام نماز فاضلتر است؟گفت:
طول
[١] .تب:عاصم بن حمزه.
[٢] .دب+و.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:شدند،همۀ نسخه بدلها+به نماز خود.
[٤] .مر:ندارد.