روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤٣ - ترجمه
قوله: قَرْضاً حَسَناً ،واقدى گفت:محتسبا طيّبة بها نفسه،قرض نيكو آن بود كه براى خداى دهد و دلش به آن خوش بود.عبد اللّٰه مبارك گفت:قرض نيكو آن بود كه مالش حلال بود.عمرو بن عثمان الصّدفيّ گفت:آن بود كه بدهى و منّت ننهى.
سهل بن عبد اللّٰه گفت:آن بود كه عوضى چشم ندارد. فَيُضٰاعِفَهُ ،تا مضاعف كند خداى آن را.
قرّاء خلاف كردند.عاصم خواند و ابن ابي اسحاق و ابو حاتم در شاذّ:
«فيضاعفه»به نصب«فا»و به«الف».ابن عامر و يعقوب خواندند:«فيضعّفه»به نصب [١]و تشديد بى«الف».ابن كثير و ابو جعفر خواندند:به تشديد و رفع،باقى خواندند:به«الف»و تخفيف و رفع«فا».
آنكس كه به رفع خواند،عطف كند على قوله يُقْرِضُ اللّٰهَ. و گفتهاند:بر استيناف [٢]على تقدير:فهو يضاعفه.و آنكه به نصب خواند،به جواب استفهام كند به«فا».و تشديد و تخفيف هر دو لغت است،و حجّت تشديد قوله: أَضْعٰافاً كَثِيرَةً ، و تفعيل تكثير فعل را باشد.
حسن بصرى و سدّى گفتند:اين تضعيف جز خداى تعالى نداند،براى آنكه آن را كه خداى بسيار خواند آن را،چه اندازه باشد؟قالوا و هذا كما قال: وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً [٣].
وَ اللّٰهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ [٤] ،و خداى تعالى روزى تنگ كند بر آنكه خواهد و فراخ كند بر آنكه خواهد،و وقتى بر شخصى تنگ كند،و وقتى فراخ كند برحسب مصلحت.و«قبض»به معنى امساك آمد في قوله: وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ [٥]،اى يمسكونها عن النّفقة.و«بسط»به معنى فراخ روزيى [٦]آمد في قوله: وَ لَوْ بَسَطَ اللّٰهُ الرِّزْقَ لِعِبٰادِهِ [٧]،و اصل در اين باب دست بستن و گشادن باشد،آنگه كنايت كردند
[١] .همۀ نسخه بدلها بجز دب+فاء.
[٢] .همۀ نسخه بدلها بجز دب:استثنا.
[٣] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٤٠.
[٤] .كذا در اساس و همۀ نسخه بدلها:يبسط،قرآن كريم:يبصط.
[٥] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٦٧.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:روزى.
[٧] .سورۀ شورى(٤٢)آيۀ ٢٧.