روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧١ - ترجمه
صلحنامه بنوشتند [١]به خطّ اميرالمؤمنين على-عليه السّلام-چنان كه طرفى برفت،و قرار دادند كه آن سال بازگردد تا [٢]دگر سال قريش مكّه را رها كنند [٣]و بروند،و سه روز مكّه رسول را باشد تا درآيد و حجّ كند و هدى بكشد،و آنچه خواهد به جاى آورد و بازگردد.
چون سال ديگر در آمد،رسول-عليه السّلام-برخاست با صحابه و لشكر تا به مكّه رود،انديشه مىكرد كه نبادا [٤]كه وفا نكنند قريش به عهدى كه كردهاند و با ايشان قتال بايد كردن،و رسول-عليه السّلام-قتال ايشان را كاره مىبود در ماه حرام[در زمين حرم] [٥]،[٢٣٦-پ]خداى تعالى اين آيت فرستاد و رخصت داد كه در ماه حرام قتال كنند با آنان كه با ايشان قتال كنند،و اگرچه در حرم باشد.
آنگه گفت: وَ لاٰ تَعْتَدُوا ،شما اعتدا مكنى،يعنى ابتدا مكنى به قتال [٦]،اگر ايشان ابتدا [٧]كنند شما نيز قتال كنى.و«قتل»،تخريب بنيت حيات باشد بأىّ [٨]وجه كان،و«مقاتله»،مجادله و مقاساة غيرى باشد براى طلب قتل او.و مراد به سبيل خداى،دين خداست.و گفتهاند:مراد جهاد است.و«اعتدا»مجاوزة الحدّ باشد،افتعال بود من عدا طوره اذا تجاوز حدّه.و محبّت از خداى تعالى ما را اراده خير و نفع و ثواب ما باشد،براى آنكه اجتماع او با كراهت محال است،جز آن است كه در محبّت مستمرّ است كه مضاف از مفعول به بيفگنند و مضافاليه به جاى او بنهند،و در ارادت اين استمرار نيست،يقول [٩]:احبّ زيدا،و لا يقول [١٠]اريد زيدا،انّما يقال [١١]:اريد خيره و نفعه و [١٢]امرا يتعلّق به.
[قوله تعالى] [١٣]: وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ،اى وجدتموهم،بكشى ايشان را
[١] .آج،لب،فق،مب،مر:نوشتند.
[٢] .آج،لب،فق،مب،مر:و.
[٣] .مج،وز:بپردازند،فق،مر:بردارند،مب،بگذارند.
[٤] .آج،لب،فق،مب:مبادا.
[١٣] [٥] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .آج،لب،فق،مر+كه.
[٧] .فق،مر:قتال.
[٨] .مب:به هر.
[٩] .مج،وز:تقول.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:تقول.
[١١] .همۀ نسخه بدلها:يقولون.
[١٢] .همۀ نسخه بدلها:او.