روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣١ - ترجمه
ابو الدّحداح [١]از رسول-عليه السّلام-پرسيد كه:و ما نصنع بالنّساء اذا حضن،چه فرمايى ما را در حقّ زنان چون ايشان را [٢]عذرى پيدا شود؟خداى تعالى اين آيت فرستاد: وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ. و«محيض»مصدر بود يقال [٣].حاضت المرأة يحيض حيضا و محيضا كالسّير و المسير،و العيش و المعيش.
و اصل«حيض»انفجار باشد،عرب گويند [٤]:حاضت الشّجرة [٥]،آن بود كه چيزى از او بيايد بمانند خون و مانند آن،اين جا از درخت توت [٦]باشد.
قُلْ هُوَ أَذىً ،بگو كه آن رنج است يعنى خون،و اين قول قتاده و سدّى است.و قيل:قذر،پليدى است،و الأذى ما يكره و يغتمّ [٧]به،هر مكروهى را كه از آن [٨]دلتنگى آيد آن را«اذى»گويند.
فَاعْتَزِلُوا النِّسٰاءَ فِي الْمَحِيضِ ،دور باشى از زنان در حال حيض.و«اعتزال» دورى بود،قال اللّٰه تعالى حكاية عن ابراهيم-عليه السّلام: وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ مٰا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ [٩]...،و اين جماعت را براى آن معتزله خوانند كه قتاده و عمرو بن عبيد از شاگردان حسن بصرى بودند،و مذهب حسن در فاسق آن بود كه:فاسق منافق بود.
پس از وفات حسن بصرى مناظرهاى رفت و اصل عطا را با عمرو بن عبيد در اين مسئله.
و واصل،ابطال اين مذهب بكرد،و«منزلت بين المنزلتين»اظهار كرد،و اوّل كسى كه[در معتزله] [١٠]اظهار«منزلت بين المنزلتين»كرد واصل عطا بود.پس چون حجّت بر عمرو[بن] [١١]عبيد بايستاد،او گفت:الرّجوع الى الحقّ خير من التّمادي فى الباطل،با حق آمدن به[از] [١٢]آن باشد[٢١٦-پ]كه بر باطل بايستادن [١٣]،و از مذهب حسن بازآمد [١٤].پس ايشان را براى آنكه اعتزال كردند و دورى جستند از
[١] .مب،بر:ابو الدّجاج.
[٢] .مب+حيفى و.
[٣] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر:يقول،دب:تقول.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:گويد.
[٥] .مج،وز:السّمره،لب،فق،الثّمره،مب،مر:المرأة.
[٦] .مج،وز،آج،لب:تود/توت.
[٧] .مب:يغمّ،مج،وز،لب:تعتم.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:از او.
[٩] .سورۀ مريم(١٩)آيۀ ٤٨.
[١٢] [١١] [١٠] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٣] .اساس:در قسمت نويس«بايستادند»،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٤] .اساس:در قسمت نويس«بازآمدند»،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.