روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٥ - ترجمه
دگر گفتند] [١]:لأنّ النّاس يتعارفون بها.بعضى دگر گفتند:اصل كلمه از صبر است من قولهم:رجل عارف إذا كان صابرا خاشعا،شاعر گفت:
فصبرت عارفة لذلك حرّة
ترسو [٢]إذا نفس الجبان تطلّع
اى نفسا صابرة عارفة حرّة ثابتة،و قال ذو الرّمّة:
عروف لما خطّت عليه المقادر
پس براى تذلّل و خضوع حاجّ و صبر ايشان بر وقوف در اين روز در [٣]اين موقف اين نامها بر روز و بر جاى نهادند [٤].
فَاذْكُرُوا اللّٰهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرٰامِ ،اشتقاق«مشعر»از شعار است،و شعار علامت بود و براى آنش مشعر خواند كه معلمى از معالم حجّ است [٥]،وقوف آنجا از جمله اركان حجّ است،و بعضى دگر گفتند:براى آنش«مشعر»خواندند كه اشعار كردند مردمان را حرمت او و حكم او.
و«حرام»و«حرمت»و«احرام»جمله اصل منع بود من حرمته عطاه،اى منعته.و«حرمان»،منع باشد،و«محروم»ضدّ مرزوق باشد براى آنكه ممنوع بود از روزى،و اين امر بر سبيل وجوب است اعنى قوله [٦]: فَاذْكُرُوا اللّٰهَ مراد وقوف به مشعر است و دعا خواندن آنجا.و حدّ مشعر الحرام ما بين المأزمين الى الحياض الى وادى محسّر،پس براى حرمت او را حرامش خواندند.چنان كه مسجد الحرام و بلد الحرام مكّه را،و البيت الحرام كعبه را،و اصل او منع است-چنان كه گفتيم-قال زهير:
و إن اتاه خليل يوم مسئلة [٧]
يقول لا غائب مالي و لا حرم[٢٥٢-ر]
و آن جاى را كه در اوست آن را جمع براى آن گويند كه نماز شام و خفتن در او به جمع بايد كردن.و افاضه از عرفات پيش ازآنكه آفتاب فروشود نشايد،هركه از
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شده.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:ترسوا.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:به.
[٤] .مب+قوله تعالى.
[٥] .مر+و.
[٦] .مب+تعالى.
[٧] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها،چاپ شعرانى(١٢٩/٢):مسغبة.