روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٤ - ترجمه
أقراء دارد،دو قرء [١]بنشيند،و اگر عادت [٢]دارد چهل و پنج روز بنشيند.
امّا عدّة المتوفّى عنها زوجها:چون زن آزاد بود،اگر نكاح دوم بود و اگر متعه، اگر دخول بوده باشد و اگر نه،عدّت او چهار ماه و ده روز باشد.و اگر پرستارى بود نه مادر فرزند،عدّت او نيمه عدّت زن آزاد بود،دو ماه و پنج روز.و اگر طلاقش دهد و آنگه مرد [٣]بميرد،اگر طلاقى [٤]رجعى باشد و مادر فرزند باشد،عدّهاش چهار ماه و ده روز بود،و اگر مادر فرزند نبود،عدّهاش دو ماه و پنج روز باشد.و اگر طلاق باين بود عدّهاش عدّت مطلّقه باشد.و چون مرد زن آزاد را [٥]طلاق دهد،طلاقى رجعى، پس بميرد،عدّهاش ابعد الاجلين باشد،چهار ماه و ده روز.و اگر طلاق باين بود عدّهاش عدّه مطلّقه باشد.و چون مرد را وفات رسد و زن آبستن بود،عدّت او ابعد الاجلين باشد،اگر چهار ماه و ده روز بگذرد و وضع حمل نبوده باشد،صبر كند تا بار بنهد،و اگر بار بنهد و چهار ماه و ده روز تمام نشده باشد،صبر كند تا تمام بگذرد.
و اگر مرد غايب باشد،و در غيبت زن را طلاق دهد،عدّت از آن روز باشد كه مرد او را طلاق داده باشد،و عدّت او به ماه باشد،سه ماه بنشيند.و اگر مرد غايب بود و در سفر فرمان ياود [٦]،عدّت او از آن [٧]روز دارد كه خبر به او رسد،چهار ماه و ده روز.و اگر غايب بود،غيبتى كه ندانند كه مرده است يا زنده،زن مخيّر باشد خواهد صبر كند و خواهد خبرش بر امام رفع كند،تا امام وليّش را نفقه زن الزام كند.
اگر مرد غايب را ولىّ نباشد يا مالى در دست او نبود از آن او،بر امام باشد كه كس بفرستد به طلب او چهار سال.اگر در اين مدّت [٨]خبر زندگانيش آرند،روا نباشد كه شوهر كند.و اگر هيچ اثر و خبر نباشد [٩]از او و بازآيند،او از آن روز عدّت بدارد،[٢٩٦-پ]عدّة المتوفّى عنها زوجها،چون عدّت به سر آيد،اگر خواهد شوهر
[١] .مج،وز،آج،لب:قروء،مب،مر:قراء.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+به ماه.
[٣] .اساس:مرد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:طلاق.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:مرد آزاد زن را.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:يابد.
[٧] .آج،لب،فق،مب،مر:و زن عدّه از آن.
[٨] .مج،وز،فق:در اين چهار سال.
[٩] .آج،لب،فق:نيابد،مب،مر:نيايد.