روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠١ - ترجمه
كردى و به اين تمسّك كردى،و آن كبائر و كفر خود فراموش كردى [١].
قوله: وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ ،اين جمله دگر است مستأنف هم در آن معنى،و مراد به«فتنة»كفر است[و شرك به خداى عظيمتر] [٢]است از كشتن پسر حضرمىّ.
چون اين آيت آمد،عبد اللّٰه بن جحش نامه نوشت به مسلمانان مكّه و گفت:چون كافران شما را تعيير كنند بدانچه من كردم،شما نيز ايشان را تعيير كنيد به كفر و منع رسول و اخراج او از مكّه كه خداى براى من مشركان را جواب داد.
آنگه گفت: وَ لاٰ يَزٰالُونَ يُقٰاتِلُونَكُمْ ،گفت:اگر اين كافران ممكّن باشند و توانند،پيوسته با شما كارزار [٣]كنند تا شما را از دين خود برگردانند اگر توانند.قتاده گفت:قتال در ماه حرام و در حرم منسوخ است بقوله: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ [٤]...،و بقوله: وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰى لاٰ تَكُونَ فِتْنَةٌ [٥]...،و جبّائى اين قول اختيار كرد.
و عطا و ديگر مفسّران گفتند:او بر تحريم است،و مذهب ما آن است كه:
هركس كه اين ماه و اين جاى را حرمت دارد،و قتال نكند،با او قتال نكنند و ابتدا نكنند به اذيّت او،و آنكس كه اين [٦]حرمت ندارد با او قتال كنند.و رسول -عليه السّلام-چون فتح مكّه بكرد،خطبه كرد و گفت:
ان الله احلها لي في هذه الساعة و لا يحلها لاحد بعدي الى يوم القيامة.
و قوله: وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كٰافِرٌ ،بدان كه ارتداد مؤمن به نزديك ما درست نبود،براى آنكه اجماع است كه بر ايمان استحقاق ثواب ابد بود، و بر كفر استحقاق عقاب ابد بود،و جمع از ميان ايشان در حقّ يك شخص متعذّر بود،براى آنكه صحّت استحقاق تبع صحّت وصول است،و چون وصول صحيح نبود
[١] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+و اگر گويند چگونه شايد كه صدّ و كفر مبتدا باشد،و اين هر دو نكره است،و مبتدا بايد كه معرفه باشد،گوييم:روا بود كه نكره باشد،چون موصوف باشد يا مخصوص،كقولهم:رجل من بنى تميم فارس و غلام كريم النّسب حاضر و آنچه بدين ماند.و صدّ مخصوص است بقوله: عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ وَ كُفْرٌ ،به نيز يقوله اى باللّٰه،پس بدين وجه روا باشد.
[٢] .اساس:افتادگى دارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .لب:كالزار.
[٤] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٥.
[٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٩٣.
[٦] .مب+ماه را.