روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٠ - ترجمه
قوله: إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللّٰهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ [١]،و ابو على قول فرّاء را رد كرد و گفت سؤال از قتال ماه حرام افتاد،نه از قتال در مسجد الحرام.
و آنچه سبب نزول است از قصّه عبد اللّٰه جحش دليل اين مىكند،دگر طول الكلام و آنكه وهم سابق نشود به آنكه عطف مسجد بر شهر باشد.
و امّا قول آنكس كه گفت:عطف است بر ضمير مجرور في قوله«به»اى باللّٰه و المسجد الحرام خطاست،براى آنكه عرب عطف نكنند اسم ظاهر را بر ضمير مجرور متّصل،الّا آنگه كه حرف جرّ بازآرند،لا يقال:مررت به و زيد،و انّما يقال:
مررت به و بزيد،براى آنكه جار و مجرور بهمنزله اسمى [٢]واحد باشد،و العطف على بعض الاسم لا يصح.
و امّا قول آنكس كه گفت:«و صدّ»،«و كفر»معطوف است بر«كبير»قول او فاسد است،براى فساد معنى،و آن آن است كه اگر گويند:قتال ماه حرام«كبير» است و«صدّ»است،معلوم است كه«صدّ»نيست،اگر گويند:سبب«صدّ» است،گوييم:«صدّ»حاصل بود،و اين سبب كه قتال است نبود،دگر آنكه:
وَ كُفْرٌ بِهِ اگر عطف باشد بر«كبير»بايد تا كفر[٢٧٧-ر]بود و اين خلاف اجماع است.
دگر آنكه خداى آيت بدان فرستاد تا حجّت بود مسلمانان را بر كافران،و حجّت آنگه باشد كه چنين بود كه ما گفتيم،و اگر چنان باشد حجّت كافران را بود بر مسلمانان چون قتال كبير [٣]باشد و صدّ و منع باشد و كفر باشد،اينهمه قوّت قول كافران بود،و آيت براى ايشان آمده باشد و مخالف بود سبب نزول را،پس نظم آيت چنين است كه: يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرٰامِ ،اى قتال الشّهر الحرام،قل قتاله كبير و الصّدّ عن سبيل اللّٰه و عن المسجد الحرام و الكفر به،اى باللّٰه و إخراج اهله،اى اهل المسجد الحرام اكبر عند اللّٰه،اى هذه الأشياء باجمعها اكبر عند اللّٰه،يعنى اين كه شما كرديد بزرگتر است و شنيعتر در باب كبيرهاى از قتال در ماه حرام،اين به حجّت
[١] .سورۀ حج(٢٢)آيۀ ٢٥.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:اسم.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:كبيره.