روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٦ - ترجمه
مىشنويم دستور باشى [١]كه بنويسيم؟رسول-عليه السّلام-گفت:
أ متهوّكون انتم كما تهوّكت اليهود و النّصارى لقد جئتكم بها بيضاء نقيّة و لو كان موسى حيّا ما و سعه الّا اتّباعي ،گفت:شما متهدّد [٢]و شاكّى چنان كه جهودان و ترسايان،من به شما دينى آوردهام سپيد و پاكيزه،و اگر موسى زنده بودى،او را روا نبودى مگر متابعه [٣]من.
فَإِنْ زَلَلْتُمْ ،من الزّلّة،اگر شما را خطايى [٤]كرده شود،من زلّة القدم،اصل آن است كه پاى را بر جاى ثبات نباشد.
مقاتل حيّان گفت:أخطأتم،سدّى گفت:ضللتم،يمان گفت:ملتم، عبد اللّٰه عبّاس گفت:مراد شرك است،قتاده گفت:خداى تعالى اين آيت بفرستاد و دانست كه از قومى اين زللها حاصل خواهد آمدن [٥]،و لكن بگفت تا حجّت برانگيخته بود [٦]بر ايشان.
ابو السّمّال [٧]العدوىّ در شاذّ خواند:«فان زللتم»،به كسر«لام»،و اين دو لغت است. مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْكُمُ الْبَيِّنٰاتُ ،پس ازآنكه دلايل و حجّت به شما آيد از أدلّه عقل و شرع. فَاعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ. عزيز في نقمه [٨]،در انتقام و كينه كشيدن عزيز است،كسى را بر فرمان او دست نباشد،با آنكه عزيز و قوى و منيع است،حكيم است [٩]محكم كار و درست كردار است.آنچه كند به حسب مصلحت كند [١٠].
هَلْ يَنْظُرُونَ ،معنى آن است كه:هل ينتظرون.و«نظر»،به معنى انتظار در كلام عرب شايع و بسيار است،يقال:نظرته،اى انتظرته،قال الشّاعر:
فبينا نحن ننظره أتانا
معلّق شكوة و زنا دراع
يعنى چه گوش مىدارند آنان كه در اسلام نمىآيند گوش آن مىدارند كه خداى به ايشان آيد؟ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمٰامِ ،جمع ظلّة باشد،در سايهبانى از ابر سپيد [١١].و قتاده
[١] .مب:دستورى ده،فق،مر:دستور باشد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:متردّد.
[٣] .دب،لب،فق،مب،مر:متابعت.
[٤] .مب+رفته باشد يا.
[٥] .مر:خواهد شدن.
[٦] .مج،وز،آج،لب،فق:حجّت انگيخته باشد.
[٧] .اساس و همۀ نسخه بدلها:ابو السّماك،با توجه به منابع تفسيرى تصحيح شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:نقمته.
[٩] .مب+يعنى.
[١٠] .مب+قوله تعالى.
[١١] .مج،لب،فق،مب،مر:سفيد.