روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦٥ - ترجمه
گفت:مثل اسلام چون مثل درخت است رسته [١]،ايمان به خداى اصل آن درخت است،و نماز پنج بنه [٢]آن درخت است،و روزه ماه رمضان پوست آن درخت است،و حجّ و عمره بار آن درخت است،وضو و غسل جنابت آبخور [٣]آن درخت است، و مبرّت [٤]با مادر و پدر و صله رحم شاخهاى [٥]آن درخت است،و بازاستادن [٦]از آنچه خداى به حرام كرده است برگ آن درخت است،و عمل صالح ميوه آن درخت است، و ذكر خداى تعالى بيخ آن درخت است،چنان كه درخت نيكو نبود الّا به برگ سبز، همچونين اسلام نيكو نبود و صالح الّا به اجتناب از محارم و به اعمال صالحة.
كَافَّةً ،اى جميعا،جمله بهيكبار.و اصل او از«كفّ»باشد،و آن منع بود، و از اين جا نورده پيراهن را«كفّه»گويند،براى آنكه منع كند ازآنكه ريسمانهاى او منتشر شود،و«كفّة الميزان»براى آنكه حاوى باشد آن زر و سيم را كه در او باشد،و ميان دست را«كفّ» [٧]گويند براى آنكه [٨]از تن منع كند،و ممنوع البصر را «مكفوف»گويند،و جمله جماعت را براى آن«كافّه»گويند كه بعضى منع كنند بعضى را به ازدحامشان.
و نصب او بر حال باشد،اى مجتمعين مانعين مانعا بعضهم بعضا [٩].
وَ لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّيْطٰانِ ،جمع«خطوة»باشد،و خطوه گام بود،فرجة ما بين القدمين،به ضمّ«خا»و [١٠]فتح،يكبار گام نهادن باشد [١١]. إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ،كه او شما را دشمنى آشكار است و تفسير اين برفته است.
شعبى [١٢]روايت كند از جابر عبد اللّٰه انصارى كه يك روز عمر خطّاب[٢٦٥-پ] رسول را-صلّى اللّٰه عليه و آله-گفت:يا رسولاللّٰه،ما از جهودان حديثهاى [١٣]نيكو
[١] .مر:درسته.
[٢] .آج،لب،فق،مب:نماز پنجگانه تنه.
[٣] .مر:آب.
[٤] .مر:و نيكويى كردن.
[٥] .مر:شاخ.
[٦] .مر:بازداشتن.
[٧] .لب:كفّه.
[٨] .آج+خطره را،لب،فق+حضرت را،مب،مر+مضرت را.چاپ شعرانى ١٥٧/٢:خطرات را.
[١١] [٩] .مب+قوله تعالى.
[١٠] .مج،وز،دب،لب،فق،مب+به.
[١٢] .اساس:شعبى.
[١٣] .آج،لب،فق،مب،سخنهاى،مر:سخنان.