روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٩ - ترجمه
به عرفات. إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ،كه خداى تعالى آمرزگار و بخشاينده است.
ابو هريره روايت كند از رسول-عليه السّلام-كه گفت:
الحجاج و العمار وفد الله ان دعوه اجابهم و ان استغفروا غفر لهم ،گفت:حاجيان و معتمران[٢٥٣-ر]وفد و زايران خدااند،اگر خداى را خوانند اجابت كند ايشان را،و اگر آمرزش خواهند بيامرزد ايشان را.
مجاهد روايت كند از رسول-عليه السّلام-كه گفت:
اللهم اغفر للحاج و لمن استغفر لهم الحاج [١]، گفت:بار خدايا!حاجيان را بيامرز و آنان را كه حاجيان براى ايشان استغفار كنند.
علىّ بن عبد العزيز گفت:سالى از سالها من عديل ابو عبيد [٢]القاسم بن سلاّم بودم،چون به موقف رسيدم چاهى [٣]بود ازآنجا آب بر آوردم و غسل كردم و نفقهاى كه داشتم آنجا فراموش كردم.چون به مأزمين رسيدم،ابو عبيد [٤]گفت:برو پارهاى خرما و كره براى ما بخر،مرا ياد آمد كه نفقه آنجا رها كردم،بيامدم تا به آن جايگاه كه آن شكسته [٥]فراموش كرده بودم هم آنجا نهاده بود بر گرفتم و در ميان بستم و ازآنجا روى با قافله نهادم.در آن وادى نگاه كردم،همۀ وادى پر از قرده [٦]و خنازير بود پر از كپى و خوك بود،بترسيدم از آن حال و بيامدم و پيش از صبح با قافله رسيدم و ايشان بر جاى خود بودند.مرا گفت:كجا بودى؟قصّه با او بگفتم،و حديث قرده و خنازير بگفتم و تعجّب آن،مرا گفت:دانى تا ازچه بود؟گفتم:نه.گفت:آن گناه بنى آدم است كه آنجا رها كردهاند و بيامده [٧].
فَإِذٰا قَضَيْتُمْ مَنٰاسِكَكُمْ ،چون قضاى مناسك كرده باشى،يعنى از گزاردن حجّ فارغ شده باشى و ذبايح كشته باشى،و هو جمع منسك،يقال:نسكت أنسك نسكا و نسكا و نسيكة و منسكا،و المنسك الموضع كالمشرق و المغرب،و نسك اذا تعبّد، و النّاسك العابد.و ابو عمرو«كاف»در«كاف»ادغام كند بر عادت او در [٨]جمله
[١] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٢] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:ابو عبيده.
[٣] .لب:چايى/چاهى.
[٤] .دب:ابو عبيده.
[٥] .اساس در حاشيه افزوده:نفقه.
[٦] .مر:قرد.
[٧] .مب:و آمدهاند،قولى تعالى.
[٨] .مب:ادغام كند و بر عادت.