روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٠ - ترجمه
نباشد،و اين قول زهرى است و حسن بصرى و سليمان بن يسار و نخعى و ربيع و زراره و مكحول و سدّى و عبد اللّٰه عبّاس به روايت والبى.
و [١]روايت كردند از اميرالمؤمنين علىّ-عليه السّلام-كه:
«يمين لغو» سوگند در غضب بود،و اين روايت طاوس است از عبد اللّٰه عبّاس،بر اين هم اثمى و كفّارتى نباشد،دليلش
قوله [٢]-عليه السّلام: لا يمين في غضب.
و بعضى دگر گفتند:آن سوگند در [٣]معصيت بود كه خداى تعالى مؤاخذت نكند بر حنث آن،و بر او كفّارت نباشد.و به نزديك ما از آن توبه بايد كردن،و اين قول عبد اللّٰه عبّاس است و عكرمه و شعبى.
و رسول-عليه السّلام-گفت:
من نذر فيما لا يملك فلا نذر له و من حلف على معصية فلا يمين له ،گفت:هركه نذر كند بر چيزى كه ندارد،نذرش بر نه افتد، و هركه سوگند خورد بر چيزى كه معصيت باشد،او را سوگند نبود.
و رسول-عليه السّلام-گفت:
من حلف على قطيعة رحم او معصية فبره ان يحنث فيها و يرجع عن يمينه ،گفت:هركه او سوگند خورد بر قطع رحمى يا بر معصيتى،برّ او آن است كه حانث شود و از آن سوگند بازآيد.
و حسن بصرى روايت كند كه رسول-عليه السّلام-به قومى بگذشت كه ايشان تير مىانداختند،يكى از ايشان تيرى بينداخت [٤]گفت:اصبت و اللّٰه و اخطأت،من صواب انداختم و تو خطا [٥]،كسى كه با رسول بود گفت:يا رسولاللّٰه!اين مرد حانث شد،رسول-عليه السّلام-گفت:
كلاّ ايمان الرّماة لغو لا كفّارة فيها ،سوگند تيراندازان لغو باشد،در او كفّارت نبود.
و عائشه گفت:سوگند لغو آن بود كه در هزل و جدل و خصومت بود،و حديثى كه عقد دل نكرده باشد [٦]برآن.
زيد بن اسلم گفت:هو دعاء الحالف على نفسه،نفرين باشد بر خويشتن،چنان
[١] .آج،لب،فق:ندارد.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:قول النّبي.
[٣] .اساس با خطى متفاوت از متن:بر،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر:خطا كنى.
[٦] .مب،مر:باشند.