روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٨ - ترجمه
از خداى بترسى [١]در حقّ دو ضعيف:زن و يتيم،كه خداى تعالى شما را بپرسد از ايشان،هركه با [٢]ايشان احسان كند به رحمت[٢٩٧-پ]و رضوان رسد،و هركه با ايشان بدى كند،مستوجب سخط خداى شود.حقّ مرد بر زن چون حقّ من است بر شما.و هركه حقّ من ضايع كند،چنان بود كه حقّ خداى ضايع كرده،و هركه حقّ خداى ضايع كند،بازگردد به خشم خداى،و مأواى او [٣]دوزخ بود،و آن بد جايى است.
وَ لِلرِّجٰالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ ،يعنى در فضل،عبد اللّٰه عبّاس گفت:به آن مهر [٤]كه به او دهد،و مال [٥]كه نفقه كند بر او،و بعضى دگر گفتند:مرد [٦]مفضّل است بر زن به عقل،و گفتهاند:به ميراث.و قتاده گفت:به فرض جهاد بر [٧]مردان.
حجّاج بن دينار روايت كند از باقر-عليه السّلام-از جابر عبد اللّٰه انصارى كه گفت:ما به نزديك رسول-عليه السّلام-حاضر بوديم و جماعت صحابه،زنى بيامد و بر بالاى سر رسول-عليه السّلام-بايستاد و گفت:السّلام عليك يا رسولاللّٰه،من رسول زنانم به نزديك تو،و هيچ زن نباشد كه اين پيغام من بشنود [٨]كه تو را مىگويم و الّا راضى باشد.اى رسولاللّٰه!خداى تعالى،خداى مردان و خداى زنان است،و آدم پدر مردان و زنان است،و حوّا مادر مردان و زنان است.مردان چون از خانه بيرون آيند به جهاد ايشان را بكشند در سبيل خداى،ايشان زنده باشند و روزى خورند،و ما از اين خير جهاد و درجه شهادت محروميم،و ما در خانهها محبوس مانده خدمت ايشان بايد كردن هيچ مزد باشد باشد ما را بر اين؟ رسول-عليه السّلام-گفت:آرى!سلام من به ايشان برسان،و ايشان را بگوى كه طاعت شوهران داشتن ايشان را،برابر جهاد و شهادت بود،و لكن كم باشد [٩]از ايشان كه اين به جاى آرد [١٠].
[١] .اساس:با خطى متفاوت از متن:بترسيد،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٢] .مج،وز:از.
[٣] .مج،مب،مر+در.
[٤] .آج،لب،فق،مب:كه به آن مهرى.
[٥] .آج،لب،فق،مب،مر:مالى.
[٦] .مج،وز:مراد.
[٧] .مج:به.
[٨] .مج،وز،مب،مر:نشنود.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:باشند.
[١٠] .همۀ نسخه بدلها:آرند.