روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٦ - ترجمه
براى آنكه همان هشت فرسنگ بود.
ده كس آنند [١]كه ايشان را در سفر روزه بايد داشتن و نماز تمام كردن:آنكه سفر او معصيت باشد،و آنكه سفر او كمتر از هشت فرسنگ باشد،و آنكه سفر او صيد [٢]لهو و بطر باشد،و آنكه سفر او بيش از حضر باشد،و حدّش آن بود كه در هيچ شهر ده روز مقام نكند.و مكارى و ملاّح و شبان،و آنكس كه در امارت خود گردد از شهرى به شهرى،و آنكس كه در تجارت گردد از بازارى به بازارى و مقام ده روزش نباشد،و بدوى كه در باديه مىگردد.اين ده كس را در سفر روزه بايد داشتن.
و نيز از شرط مسافر كه [٣]روزه بگشايد [٤]آن است كه نيّت سفر از شب كرده باشد، اگر سفر به روز در پيش آيد،آن روز روزه دارد و نماز تمام كند و [٥]دگر روز تقصير و افطار كند [٦]،و تقصير و افطار نكند تا چندانى بنرود [٧]از شهر كه ديوارها و بناهاى شهر نبيند و يا بانگ نماز[شهر] [٨]نشنود.و چون در شهرى شود كه آنجا نيّت مقام باشد ده روز،نماز تمام كند و روزه دارد.و اگر مقام كمتر از ده روز باشد تقصير و افطار كند،و مسائل فقه در اين باب بسيار است،ذكر آن در كتب فقه بود.
و«عدّة»عدد باشد،و در شاذّ به نصب خواندند،و[تقدير] [٩]:فليصم عدّة من ايّام اخر.و«اخر»لا ينصرف است،و سبب منع صرف او صفت است و عدل كه او معدول است عن[اخريات] [١٠]او اخر [١١]،مثل عمر و زفر.
و [١٢]: وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ ،در شاذّ عبد اللّٰه عبّاس و عطا و مجاهد خواندند:
يطوّقونه،به معنى[يكلّفونه] [١٣]و يحمّلونه،آنان را كه برايشان نهند و تكليف كنند ايشان را.عكرمه خواند از مجاهد:يطّوّقونه،على تقدير يتطوّقونه،اى يتكلّفونه[و يحملونه] [١٤]،و بر آنان كه بر خود نهند و تحمّل كنند،يقال:طاق الشّىء و أطاق و أطيق
[١] .ذب،آج،لب،فق،مب،مر:اند.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+و.
[٣] .مج،وز،دب:تا.
[٤] .اساس به صورت«نگشايد»هم خوانده مىشود.
[٥] .همۀ نسخه بدلها+بر.
[٦] .مج،وز:نكند.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:برود.
[٨] [٩] .اساس:افتادگى به نظر مىرسد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.