روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٥ - ترجمه
كند.اگر در عدّت شوهرش بازآيد،يا پس از عدّت،ما دام تا شوهر نكرده باشد او اولىتر بود به زن،و اگر شوهر كرده باشد شوهر اوّل را بر او سبيلى نبود.
قوله: وَ لاٰ يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ فِي أَرْحٰامِهِنَّ ،عكرمه و ابراهيم گفتند:مراد حيض است،و آن،آن بود كه زن عدّت به أقراء دارد،چون مرد خواهد كه رجعت كند،گويد:من حيض سوم [١]بديدم.عبد اللّٰه عبّاس و قتاده و مقاتل گفتند:
مراد آبستنى است و فرزند.
و معنى آيت آن بود كه:حلال نباشد زن را كه آنچه خداى آفريده باشد در رحم او از حيض و حمل پنهان دارد تا حقّ مرد ضايع كند از رجعت يا فرزند،براى آنكه اگر حيض سوم [٢]نديده باشد،گويد:ديدهام،حقّ مردم باطل كرده باشد در رجعت،و اگر حمل پنهان كند نسب [٣]فرزند از پدر بريده باشد.
إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللّٰهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ،اگر ايمان دارند به خداى و روز بازپسين،و معنى آن است كه:هركه ايمان دارد به خداى و روز قيامت،اين حكم فرونگذارد،و اين كتمان [٤]نكند،معنى [٥]آن است كه:اين حكم مؤمنان را لازم است دون كافران را،و لكن اين شرط براى آن كرد كه مؤمنان را ايمان به خداى و قيامت بايد تا مانع بود از اين،چنان كه يكى از ما گويد كسى را:اگر تو مسلمانى،تو را [٦]اين نشايد كردن!يعنى كه مسلمانى بايد تا منع كند تو را از اين.
قوله: وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ ،«بعول»جمع بعل آمد [٧]و«تا»براى مبالغت آورد در جمع،كالذّكورة و الخيوطة و السّبورة [٨]،يقال:تبعّلت المرأة اذا تزوّجت،و منه
قوله -عليه السّلام: جهاد [٩]المرأة حسن التبعل ،و أراد ملاعبة الرّجل اهله و المرأة زوجها،
[١] .مج،وز:سهام،دب،آج،لب:سيوم،فق،مب:سيم.
[٢] .مج،وز:سهام،دب:سيوم،آج،لب،فق،مب،مر:سيم.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:نسبت.
[٤] .لب:گناها،فق:گنهها،مب،مر:گناهان.
[٥] .اساس با خطى متفاوت از متن افزوده«نه»،دب،آج،لب،فق،مب،مر+آيت.
[٦] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+از.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:باشد.
[٨] .كذا در اساس،مج،وز:البسورۀ،دب،آج،لب،فق،مب،مر:البشوره.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:و جهاد.