روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٥
لاٰ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاٰ نَوْمٌ ،مفسّران گفتند:«سنة»خوابى باشد سبك،و«نوم» خواب باشد تامّ [١]،و حدّ خواب اين بنهادند متكلّمان:سهو يلحق الانسان مع فتور الاعضاء من غير علّة،سهوى كه با مردم [٢]رسد با فتور و سستى اندامها بىبيمارى [٣٤٣-ر].و مرجع[او] [٣]با نفى است.و«سهو»نا بدن [٤]علم باشد،و«فتور»اعضاء به شرط كرد تا احتراز[بود از] [٥]سهوى كه در حال بيدارى باشد،و نفى علّت و بيمارى به شرط كرد تا احتراز بود از مغمى عليه.
و علما از ميان«سنة»و«نوم»فرقى [٦]كردهاند به اقوال [٧]متقارب حسن بصرى گفت:«سنة»كسل باشد،و«نوم»خواب،و أصمّ گفت:«سنة»غفلت باشد،و «نوم»خواب،اى لا يغفل و لا ينام.ديگر مفسّران گفتند:«سنة»اوّل خواب بود كه مرد بين النّائم و اليقظان باشد،نبينى كه عدىّ بن الرّقاع چگونه گفت:
و سنان أقصده النّعاس فرنّقت
في عينه سنة و ليس بنائم
يقال منه:وسن يوسن وسنا و سنة،فهو و سنان.
و قديم-جلّ جلاله-نفى كرد از خود سنه و نوم،بر سبيل تمدّح.گفتند:براى آنكه آفت است،و آفت بر او روا نيست،و تغيير [٨]است و تغير [٩]بر او روا نيست،و قهر است و قهر بر او روا نيست،و براى آنكه او ضدّ علم است و اضداد[علم] [١٠]بر او روا نيست [١١]،و براى آنكه او آسايش از رنج و بلاست،و رنج و آسايش بر او روا نيست،براى آنكه او برادر مرگ است و مرگ بر او روا نيست.
جابر عبد اللّٰه انصارى روايت كند كه رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله-را پرسيدند كه در
[١] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:خواب تمام باشد،مب:خوابى تام باشد،مر:خواب باشد.
[٢] .مج،وز:ها مردم.
[١٠] [٥] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٤] .اساس،مب،مر:با بدن،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٦] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:فرق.
[٧] .اساس،دب،آج،لب،فق،مب،مر:با قول،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٨] .دب،آج،لب،فق:تغير.
[٩] .مب:تغيير.
[١١] .مج،وز،دب،آج،لب،عبارت:«و براى آنكه او ضد علم...»را پس از عبارت بعدى:«...آسايش بر او وانيست»آورده است.