روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٤ - ترجمه
نيم [١]:شافعى را در او دو قول است:در قول اوّل همچنين گفت،در اوّل و وسط و در آخر حيض گفت:بر او استغفار باشد،و مذهب اوزاعى و احمد و اسحاق هم چنين است،و شافعى در جديد گفت [٢]:بر او كفّارت نباشد در هيچ حال،بر او توبت باشد بس،و اين مذهب ابو حنيفه است و اصحابش و مالك و ثورى.
ملامست مرد زن حايض را از بالاى ناف تا به سر،و از زير زانو تا به قدم مباح است،و در او خلاف نيست ميان فقها.امّا از ناف تا به زانو ملامست آن روا بود و اجتناب فاضلتر،و اين مذهب مالك است و اسحاق و محمّد بن الحسن.
و مذهب شافعى و اصحابش و ابو حنيفه و ابو يوسف آن است كه:حرام باشد.
چون خون منقطع شود و شوهرش را روا باشد كه نزديكى كند بعد غسل الفرج،سواء اگر به اقلّ ايّام پاك شده باشد و اگر [٣]به اكثر،و اگرچه غسل نكرده باشد.
و مذهب ابو حنيفه[٢٨٦-ر]آن است كه:اگر به ده روز پاك شده باشد روا بود، و اگر زير ده روز باشد روا نبود الّا پس [٤]غسل يا تيمّم،و نماز،اگر وقت نماز درآيد و نماز نكند [٥]روا بود وطى او شوهر را.و مذهب شافعى آن است كه:تا يك نماز نكند [٦]با استباحت آن طهارت [٧]و دخول وقت،روا نبود شوهرش را وطى او.
استمرار عادت به دو بار باشد پياپى كه حيض بيند در روزى معيّن،و اين مذهب ابو حنيفه و بعضى اصحاب شافعى است و مروزى و اوزاعى.سريج [٨]گفت كه [٩]:
عادت بهيكبار ثابت شود.
وَ لاٰ تَقْرَبُوهُنَّ ،يقال:قربته أقربه قربانا،و قربت منه أقرب قربا.و«قربت» كنايت است در آيت از جماع،و معنى آن است كه:پيرامن ايشان مگردى در ايّام حيض، حَتّٰى يَطْهُرْنَ ،تا آنگه كه پاكيزه شوند.«حتّى»انتهاى غايت را باشد چون «الى»،اين دو لفظ اعنى: فَاعْتَزِلُوا النِّسٰاءَ...، وَ لاٰ تَقْرَبُوهُنَّ يكى امر است و يكى
[١] .آج،لب،فق،مب،مر:و نيم.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:و در جديد گفت اعنى شافعى.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:باشد او.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+از.
[٥] .مج:بكند،لب:كند.
[٦] .لب:كند.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:به طهارت.
[٨] .همۀ نسخه بدلها بجز مب،مر:و ابو العبّاس بن سريج.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:گفتند كه.