روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٢ - ترجمه
استحقاق متصوّر نبود،مگر آنگه كه احباط گويند كه كفر او ايمانش را محبط كرد، يا عقاب كفرش ثواب را محبط كرد.و چون احباط درست نيست،بنا كردن بر او درست نباشد،پس آن را كه بينند از مسلمانان كه مرتد شود،يا ايمانش درست نبوده باشد،يا اظهار ارتداد و كفر كه كند بر سبيل تقيّه و يا غرض ديگر بود براى اين دليل كه گفتيم.
و تأويل ارتداد در آيت برگرديدن باشد از ظاهر اسلام نه از ايمان،چه اين دليل مانع است از او. فَيَمُتْ وَ هُوَ كٰافِرٌ به جواب شرط مجزوم است،و«واو»حال راست.
فَأُولٰئِكَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ ،ايشان را عملهاى [١]باطل باشد در دنيا و آخرت، و مراد به احباط در آيت و هركجا كه باشد نفى قبول و وقوع بود در اوّل،و لكن چون با اوّل صورت واقع دارد و در ثانى حال آن را ثمرتى نبود تا محبط ماند،خداى تعالى آن را محبط خواند[٢٧٧-پ].
و اصل«حبوط»آن بود كه چهار پاى را شكم بياماهد [٢]و از آن بميرد پس هر بطلان و هلاك را حبوط گويند.
امّا حبوط اعمال ايشان در دنيا آن بود كه خداى تعالى اطّلاع كند خلق را بر سرّ و نفاق ايشان،تا آن مدح كه ايشان را كرده باشند به ذمّ بدل شود،چنان كه در حق ابليس بود و امّا در آخرت ثوابى كه ايشان را بودى،اگر آن عمل به اخلاص كردندى و آن ايمان با حقيقت بودى آن نباشد،و كلام در بطلان احباط در دگر جايگاه بيايد -انشاءاللّٰه.
وَ أُولٰئِكَ أَصْحٰابُ النّٰارِ هُمْ فِيهٰا خٰالِدُونَ ،و ايشان اهل دوزخ باشند براى كفرشان.
چون رسول-عليه السّلام-از طعنه مشركان رنجوردل شد،و در حقّ اين مردمان و غنيمتى كه آورده بودند توقّفى [٣]كرد،و خداى تعالى اين آيت فرستاد،و رسول -عليه السّلام-غنيمت قسمت كرد،گفتند:يا رسولاللّٰه،ما را بر اين غزا كه كرديم،و بر اين رنج كه برديم هيچ مزدى و ثوابى خواهد بودن؟خداى تعالى اين آيت فرستاد:
[١] .همۀ نسخه بدلها+هرزه و.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:بياماسد.
[٣] .آج،لب:توقيفى.