روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٠ - ترجمه
طلاق دو بار است، بداشتنى [١]به نيكى يا دست بداشتنى [٢]به نكوى [٣]،حلال نباشد شما را كه هاگيرى از آنچه داده باشيد زنان [٤]را چيزى مگر كه ترسند كه راست ندارند حدّهاى خداى،اگر ترسى كه راست ندارند حدّهاى خداى،بزه نيست برايشان در آنچه فدا كند به آن،آن حدّهاى خداست،درمگذرى از آن،و هركه در گذرد از حدّهاى خداى،ايشان بيدادكاران باشند.
[٢٩٨-پ] اگر طلاق دهد او را،حلال نبود او را از [٥]پس تا بكند شوهرى جز او، اگر طلاقش دهد نيست بزه بر ايشان كه رجعت كنند اگر گمان برند كه بدارند حدّهاى خداى و آن حدّهاى خداست بيان مىكند [٦]براى [٧]قومى كه دانند.
[٢٩٩-ر] چون طلاق دهى زنان را و برسند به وقت خود،بداريد ايشان را به نيكوى يا دست بداريدشان به نيكوى،و بازمداريد ايشان را براى مضرّت تا ظلم كرده باشى،و هركه آن كند بيداد كرده باشد بر خود،و مگيريد آيات خداى به فسوس،و ياد كنى نعمت خداى بر شما و آنچه فرود فرستادند بر شما از كتاب و حكمت،پند مىدهد شما را به آن،و بترسى [٨]خداى و بدانى كه خداى به همه چيز داناست.
[٢] [١] .دب،آج،لب،فق:بداشتى.
[٣] .دب:نيكى،آج،لب،فق:نيكويى.
[٤] .آج،لب،فق:ايشان.
[٥] .مج،وز،آج،لب،فق+آن.
[٦] .مج،آج،لب،فق+آن را.
[٧] .مج،وز،آج،لب،فق:براى حدّ.
[٨] .مج،وز،آج،لب،فق+از.