روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٦٧ - ترجمه
تابوت از اين شهر و اين ناحيت ببرى.ازآنجا به شهرى ديگر بردند.
خداى تعالى در آن شهر جانورى پديد آورد مانند موش،هركه را بزدى بكشتى تا در شبانروز [١]بسيار مردم بمردند،ازآنجا بياوردند و به صحرا [٢]و جاى [٣]در زير خاك كردند.آنگاه آنجا آمدندى به طهارت كردن.هركس كه آنجا طهارت كردى،او را ناسور و قولنج پديد آمدى،در ماندند.آخر زنى بود از جمله سبى بنى اسرايل از فرزندان پيغامبران،ايشان را گفت:ممكن نيست كه شما را از اين بلا خلاص [٤]باشد تا اين تابوت در ميان شما باشد،اين تابوت از زمين خود بيرون كنى تا برهى [٥].برفتند به اشارت آن زن،و گردونى بياوردند و آن تابوت برآن گردون نهادند،و در گردن دو گاو قوى بستند،و آن گاوان [٦]از ولايت خود بيرون آوردند،و سر ايشان در بيابان نهادند.
خداى تعالى چهار فريشته را موكّل كرد برآن گاوان تا ايشان را[٣٣٤-پ] مىراندند تا به زمين بنى اسرايل.آنگه رسنها بگسستند و تابوت آنجا رها كردند،و ايشان برگشتند.بامداد كه بنى اسرايل بيرون آمدند از شهر [٧]،تابوت ديدند شادمانه شدند و بر گرفتند و به سراى طالوت بردند،و كار او و مملكت او به حضور تابوت مستقيم شد.
عبد اللّٰه عبّاس گفت [٨]:فريشتگان برگرفتند در هوا و با بيت المقدّس آوردند.قتاده گفت:تابوت [٩]،موسى-عليه السّلام-در تيه رها كرد به نزديك يوشع بن نون.او نيز آنجا رها كرد و فريشتگان ازآنجا با نزديك طالوت آوردند.ابن زيد گفت:
بنى اسرايل بر كره گردن نهادند طالوت را [١٠]چون تابوت با نزديك او آوردند.
[١] .دب:شبانه روزى،لب:شبان روزى.
[٢] .مج،وز:و به صحرا آوردند،دب:و به صحرايى آوردند،آج،لب،فق،مر:به صحرا آوردند،مب:و بر صحرا انداختند.
[٣] .آج،لب،فق،مب،مر:و جايى.
[٤] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:خلاصى.
[٥] .برهى/برهيد.
[٦] .دب،مر+را.
[٧] .دب،آج،لب،فق،مب،مر:بنى اسرائيل از شهر بيرون آمدند.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+تابوت،لب+را،مب+را ديدند.
[٩] .دب+را.
[١٠] .دب:به كره طالوت را گردن نهادند،ديگر نسخه بدلها:ندارند.