روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٨
كار آخرت.ضحّاك و كلبى برعكس اين گفتند: مٰا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ ،كار آخرت براى آنكه آخرت در پيش دارند،و روى آنجا دارند،و بازگشت [١]آنجاست. وَ مٰا خَلْفَهُمْ ، آنچه پس ايشان است از دنيا كه با پس پشت افگندهاند.
مقاتل و واقدى گفتند:آنچه پيش ايشان بوده است،يعنى پيش خلق عالم و فريشتگان،و آنچه پس خلق عالم بوده باشد.
و گفتند: مٰا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ ،آنچه در ميان آنند [٢]از خير و شرّ،و آنچه پس ايشان است،يعنى آنچه خواهند كردن. وَ لاٰ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاّٰ بِمٰا شٰاءَ ،و خلقان را احاطه نبود به چيزى از علم [٣]الّا [٤]به آنچه او خواهد.
احاطه چو [٥]با علم مقرون باشد معنى عالمى باشد بر وجه تأكيد چون كسى چيزى داند به تفصيل،چنان كه چيزى از علم او به در نشود گويند:احاط علمه بكذا و احاط بكذا علما،پندارى علم او به گرد آن معلوم در آمد،و رها نكرد كه چيزى از آن بيرون شود.
و«علم»در آيت به معنى معلوم است تا اشاعره را تمسّك نباشد،يقال:هذا الكتاب في [٦]علم فلان،اى معلومه.و اين مسئله از علم شافعى است يا از علم ابو حنيفه،يعنى از معلوم ايشان است براى آنكه علم ايشان در دل ايشان باشد.و «علم»آيت [٧]به معنى عالمى.چنان كه: وَ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَحٰاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً [٨]، علم او محيط است به همه چيز يعنى عالمى او.و در اين آيۀ علم به معنى معلوم [٩].
دگر در آيت دليلى ظاهر هست بر اين كه ما گفتيم،و آن آن است كه گفت:
كس به [١٠]علم او محيط نشود الّا به آنچه او خواهد.[و معنى آن است كه:الّا به آنچه او خواهد] [١١]كه اطّلاع دهد برآن ازآنكه راه نمايد و دليل انگيزد و خلق علم [١٢]
[١] .مج،وز+با،دب،آج،لب،فق،مر+به.
[٢] .فق:آننند.
[٣] .دب،آج،لب،فق+او.
[٤] .مج،وز+و.
[٥] .آج:چون.
[٦] .دب،آج،لب،فق+فى.
[٧] .وز:آيد.
[٨] .سورۀ طلاق(٦٥)آيۀ ١٢.
[٩] .مج،وز،دب،آج،لب،فق+است.
[١٠] .اساس:كسب،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[١٢] .اساس،مب،مر:عالم،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.