روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٠ - ترجمه
منافقان را كه در ظاهر جز آن گويند كه در باطن دارند،ظاهر با خلق است و باطن با حق [١]،لا جرم ظاهر به رسول سپرد[٢٦٠-پ]و باطن با خود حواله كرد،اليك الظّواهر و اللّٰه يتولّى السّرائر.سخن او از آراستگى تو را به عجب [٢]آرد.تو در دنيا از او سخن قبول كنى،من از او در آخرت سخن قبول نكنم.
آنگه به آن رها نكند كه سخن رايق بگويد تا آن را بندزند [٣]و مؤكّد كند به سوگند.خداى را سپر كار خود ساخته بود،و سوگند سلاح [٤]خود كرده [٥]،جرّ منفعت به آن كند و دفع مضرّت به آن كند.گاهى تيغش بود گاهى سپرش.منافق آنگه دروغزنتر باشد كه سوگند خورد.
و اكذب ما يكون أبو المعلّى
اذا آلى يمينا بالطّلاق
آنكه در سوگند به خداى دروغزن بود كمتر چيز بر او [٦]زن بود،من لا يبالي بالخلاق كيف يبالي بالطّلاق.گاهى به خداى سوگند [٧]خورد و گاهى به رسول [٨]و گاهى به كعبه و گاهى به قرآن:
و حلف ألف يمين غير صادقة
مطرودة ككعوب الرّمح في نسق
خداى را به دروغ به گواهى خواند،خدا گواه است بر دل من حواله به خدا كند خداى داند و گواه [٩]من است گواه تو نيست گواه بر تو است، وَ اللّٰهُ شَهِيدٌ عَلىٰ مٰا تَعْمَلُونَ [١٠]. وَ اللّٰهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنٰافِقِينَ لَكٰاذِبُونَ [١١].
اين گواهى مدّخر است نهاده تا آنجا كه خصم او باشد و گواه او و حاكم او:
فيك الخصام و انت الخصم و الحكم
مشكل بود كار آنكس كه حاكم گواهش بود،اعنى بر او،فكيف چون خصم
[١] .همۀ نسخه بدلها+است.
[٢] .مج:تو را عجيب،آج،لب،فق،مب،مر:تو را تعجّب.
[٣] .مج:پندارند.
[٤] .لب:صلاح.
[٥] .مج،وز،آج،لب،فق،مب،مر+ اِتَّخَذُوا أَيْمٰانَهُمْ جُنَّةً ،[سورۀ منافقون(٦٣)آيۀ ٢].
[٦] .مج:برآن،فق:چيزى بر او،مر:چيزى را وزن.
[٧] .مب+دروغ.
[٨] .مب+خدا.
[٩] .مج،وز:گواى.
[١٠] .اساس،مج،وز،آج،لب،مب،مر:يعملون،با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد،[سورۀ آل عمران(٣) آيۀ ٩٨].
[١١] .سورۀ منافقون(٦٣)آيۀ ١.