روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٦ - ترجمه
و وجهى دگر در معنى آيت آن است كه:من غير[٢٧٠-ر]تعب و لا تبعة له فى الدنيا و الآخرة،و خداى تعالى روزى دهد آنكس را [١]بىتبعتى در دنيا و بىحسابى در آخرت،براى آنكه آنچه روزى بود خود موصوف بود به اين صفت چون خداى دهد و نه به آن دهد تا بازخواهد برآن حساب،و تبعت روا ندارد.
و وجهى دگر گفتند مراد آن است كه:بىحساب،يعنى بيش از اندازه استحقاق او،چه اگر بر وفق عمل او مثلا يا استحقاق او نعمت را باشد اندكى رسد به او،يا خود نرسد او را چيزى،و لكن چون بر سبيل تفضّل بود از او آن را اندازه نگاه ندارد، براى آنكه نه از خزينهاى مىآيد كه ترسند كه برسد [٢]،اين وجوهى است كه در اين آيت اهل علم گفتند.
وجهى دگر آن است كه:مراد به اين اهل بهشتند كه خداى تعالى ايشان را روزى نه به اندازه و حساب دهد،بل در هر حالى از احوال بيش ازآنكه تمنّاى ايشان باشد به ايشان مىرساند،براى آنكه آن را انقطاعى نبود-و اللّٰه اعلم بمراده.
قوله تعالى: كٰانَ النّٰاسُ أُمَّةً وٰاحِدَةً ،حسن بصرى و عطا گفتند:مردمان از عهد آدم تا به روزگار نوح-عليه السّلام-بر يك ملّت و طريقت بودند.قتاده و عكرمه گفتند:از عهد آدم تا وقت بعثت نوح ده قرن بودند،و همه بر يك شريعت بودند، اختلاف كه پيدا شد در عهد نوح-عليه السّلام-پديد آمد،پس خداى تعالى نوح را بفرستاد.
كلبى و واقدى گفتند:مراد به«ناس»اهل سفينه نوحاند،آن هفتاد [٣]كه بر دين نوح بودند به او ايمان آورده [٤]كه با او در كشتى بودند،پس از آن مختلف شدند.
عبد اللّٰه عبّاس گفت پيش از ابراهيم-عليه السّلام-مردمان يك ملّت بودند بر كفر، خداى تعالى ابراهيم را بفرستاد.بعضى دگر از مفسّران گفتند:مردمان يك ملّت و طريقت بودند،در آن معنى كه بر ايشان تكليف نبود و امرونهى،خداى تعالى تكليف كرد و پيغامبران را بفرستاد.
و مراد به«امّت»در آيت،ملّت است،چنان كه گفت:
[١] .همۀ نسخه بدلها+كه خواهد.
[٢] .آج،لب:نرسد.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+مرد.
[٤] .آج،لب،فق:آوردند.