روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤ - ترجمه
هر حال به اتّفاق در آيت محذوفى تقدير بايد كردن تا معنى مستقيم شود،و آن محذوف [١]طرفى مقدّم بايد براى آنكه مبتدا اسمى نكره است،تقدير چنين باشد كه:
فعليه عدّة،و لفظ«عليه»مبنى بود از وجوب.پس حقتعالى [٢]سفر و مرض را [٣]قضا بواجب كرد،و قضا واجب نبود تا افطار نبود.و نيز اخبار متظاهر است به آنكه روزه بايد گشادن.
جابر روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:
ليس من البر الصيام فى السفر. و از عبد اللّٰه عمر پرسيدند كه:در سفر [٤]چه گويى؟گفت:اگر كسى صدقهاى كند بر تو،تو آن را رد كنى؟و اين صدقهاى است كه خداى تعالى كرد بر ما،رد چون توان كردن [٥]! عبد الرّحمن عوف روايت كند از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:
الصّائم فى السّفر كالمفطر فى الحضر.
و جابر روايت كند كه رسول را-عليه السّلام-گفتند:جماعتى در سفر روزه مىدارند،گفت:
اولئك العصاة ،ايشان عاصياناند.
باقر [٦]-عليه السّلام-گفت:پدرم در سفر روزه نداشتى و نهى كردى از آن،و ابو هريره گفت پسرش را-كه با او بود در سفرى و روزه مىداشت-و او [٧]نمىداشت -پسر را گفت:لا محال كه به حضر شوى روزه بازدارى.و عروة بن الزّبير هم اين فرمود مردى را كه در سفر روزه [٨]بود.و اخبار در اين معنى بسيار است.
اگر در آيت تقدير كنند لفظ«افطار»و گويند چنين است:فمن كان منكم مريضا او على سفر فأفطر فعليه عدّة من ايّام اخر،گوييم:در كلام تقدير محذوفى كردن كه كلام بر او دليل نكند تا مذهب با آن درست شود [٩]روا نباشد،گفتند:معنى
[١] .مج:محذوفى.
[٢] .همۀ نسخه بدلها+به نفس.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:و.
[٤] .مب:پرسيدند از روزۀ سفر،ديگر نسخه بدلها:پرسيدند روزۀ سفر.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:رد صدقۀ او نشايد كردن.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:و ابو جعفر باقر.
[٧] .همۀ نسخه بدلها:و ابو هريره.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+داشته.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:راست كنند.