روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٤١ - ترجمه
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللّٰهَ [١] ،اى يقرض عباد اللّٰه[و] [٢]المحتاجين من خلقه،كيست كه قرضى به بندگان خداى دهد و به محتاجان،على حذف المضاف و اقامة المضاف اليه مقامه، كما قال: إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللّٰهَ [٣]...،و كقوله: فَلَمّٰا آسَفُونٰا [٤]...،و ايذا و ايساف از ما در حقّ او-جلّ جلاله-صورت نبندد.معنى آن است كه:يؤذون اولياء اللّٰه و آسفوا انبياء اللّٰه،و چنان كه در خبر آمد كه:خداى تعالى روز قيامت گويد[٣٢٤-پ]با بعضى بندگان:
[عبدي] [٥]استطعمتك [٦]فلم [٧]تطعمني و استسقيتك [٨]فلم تسقني [٩]و استكسيتك فلم تكسني ،بنده من!از تو طعام خواستم ندادى [١٠]،شراب خواستم ندادى [١١]،جامه خواستم جامهام ندادى.بنده گويد:بار خدايا!كى بود و چگونه بود؟ گويد:فلان بنده گرسنه از تو طعام خواست ندادى،و فلان برهنه از تو جامه خواست [ندادى] [١٢]،
فلأمنعنك اليوم فضلي كما منعته ،من امروز فضل خود از تو بازگيرم چنان كه تو از او بازگرفتى.
پس قديم-جلّ جلاله [١٣]-آنچه تو به طعام و شراب [١٤]به درويش دهى [١٥]به خود حواله كرد،گفت:اگر طعام است و اگر شراب و اگر كسوت به من مىدهى،براى آنكه براى من مىدهى.چون گفت در اين خبر كه:به من مىدهى [١٦]و خواهنده منم-به اين معنى كه رفت-در دگر آيت گفت من مىگيرم: أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبٰادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقٰاتِ [١٧]...،و چون آيت را بر اين وجه حمل كنند قرض بر حقيقت خود باشد.و آيت را معنى حثّ بود بر قرض دادن به مستقرضان،
[١] .دب+قرضا حسنا.
[١٢] [٥] [٢] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .سورۀ احزاب(٣٣)آيۀ ٥٦.
[٤] .سورۀ زخرف(٤٣)آيۀ ٥٥.
[٦] .لب،فق:اطعمتك.
[٧] .آج،مب،مر:فلا.
[٨] .مج،وز:و استقيتك.
[٩] .مج،وز:استقيتك،دب،لب،فق:يسقى.
[١٠] .آج،لب،فق،مب،مر+و.
[١١] .مب،مر+و.
[١٣] .دب،آج،لب،فق،مب،مر+گفت.
[١٤] .مج،وز،دب+و كسوت.
[١٥] .آج،لب،فق،مب،مر+از كسوت.
[١٦] .مج،وز،آج،لب،فق:به من دهى.
[١٧] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ١٠٥.