روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٠
از مكاره آخرت [١].خوارترين مكاره دنيا درويشى باشد،و خوارترين مكاره آخرت عذاب گور باشد.
ابو المتوكّل النّاجى روايت كند كه ابو هريره گفت:كليد خانه صدقه در دست من بود.يك روز در باز كردم،خرماى صدقه كم بود[مقدار كفى] [٢]،و دوم [٣]روز همچنين بود [٤].برفتم و رسول را-صلّى اللّٰه عليه و آله-بگفتم.مرا گفت:يا ابا هريره! خواهى كه آن دزد را بگيرى؟گفتم:بلى يا رسولاللّٰه.گفت:چون در بگشايى بگوى [٥]:
سبحان من سخّرك لمحمّد، سبحان آن خدايى كه تو را مسخّر محمّد كرد [٦].
من ديگربار در خانه شدم،خرما كم بود.من اين كلمه بگفتم.شخصى سياه منكر را ديدم بر سر آن خرما از آن مىخورد.من در او در [٧]آويختم،گفتم:تو را به نزديك رسول -صلّى اللّٰه عليه و آله-برم.گفت:دست از من بدار كه با تو عهد [٨]كنم كه دگر معاودت نكنم،تا مانند اين عهد كرد من دست از او بداشتم.
مدّتى بر آمد با سر كار شد،من رسول را بازگفتم.رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله-مرا گفت:تو نيز با سر [٩]كلمه شو.من در خانه شدم [١٠]،گفتم:سبحان من سخّرك لمحمّد.ديگرباره بگرفتم او را،گفتم:يا عدوّ اللّٰه!نه با من عهد كردى [١١]كه ديگر مثل اين نكنى؟گفت:آرى خطا كردم،مرا رها كن كه ديگر اين نكنم.من در او آويختم و گفتم:دست از تو بازندارم تا تو را پيش رسول-صلّى اللّٰه عليه و آله-برم [١٢].
گفت:دست از من بدار تا تو را چيزى آموزم كه تو چون آن برخوانى هيچكس از جنّيان-خورد [١٣]و بزرگ و نر و ماده-گرد تو و متاع تو نگردند.من گفتم:كدام است
[١] .مب+كه.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .اساس:دو،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .كذا در اساس:همۀ نسخه بدلها:گفت.
[٥] .مج،وز،دب،مب+كه.
[٦] .همۀ نسخه بدلها:بكرد.
[٧] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:ندارد.
[٨] .مج،وز:كه من با تو عهدى.
[٩] .مج،وز+آن.
[١٠] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:من چون در خانه رفتم.
[١١] .وز:كردهاى.
[١٢] .مج،وز:نبرم.
[١٣] .وز،دب،آج،لب،فق:خرد.