روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧١ - ترجمه
[٢٩٩-پ] چون طلاق دهى زنان را،برسند به وقت خود،منع مكنى ايشان را كه به زن باشند شوهران را چون خشنود شوند ميان ايشان به نيكوى آن پند دهند به آن،آن را كه از شما ايمان دارد [١]به خداى و به روز بازپسين،آن پاكتر بود شما را و پاكيزهتر،خداى داند و شما ندانى.
[٣٠٠-ر] مادران شير دهند فرزندان خود را دو سال تمام،آن را كه خواهد كه تمام شير دهد،و برآن كه براى او زاده باشند روزى و جامه ايشان بود به قاعده [٢]،تكليف نكنند هيچكس را مگر طاقتش،زيان نكنند [٣]مادرى را به فرزندش و نه پدرى را به فرزندش،بر ميراث خوار مانند آن بود،اگر خواهند از شير باز كردن از خشنودى از ايشان و مشورت كردن بزه نيست برايشان،و اگر خواهى كه شيردهى فرزندانتان را [٤]،بزه نيست بر ايشان [٥]،چون تسليم كنى آنچه داده باشى،به نيكوى،و بترسى از خداى،و بدانى كه خداى به آنچه شما مىكنى بيناست.
قوله: اَلطَّلاٰقُ مَرَّتٰانِ ،هشام روايت كند عن عروة عن عائشه كه:زنى به نزديك او آمد و گفت:شوهرى دارم،مرا چند بار طلاق داد هرگاه كه وقت آن باشد كه عدّت
[١] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:ايمان آرد.
[٢] .فق:نيكى.
[٣] .آج،لب،فق:زيان نكند.
[٤] .مج،وز:فرزندان خود را،آج،لب،فق:فرزندان ايشان را.
[٥] .اساس:بر ايشان،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.