روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٦
فَقَدِ اسْتَمْسَكَ ،«فا»براى جزاى شرط آمد كه فعل ماضى است،اى [١]تمسّك،او دست در آويخته باشد. بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقىٰ ،به بند استوارتر.و«عروه» انگلك [٢]باشد كه گوى گريبان در او افتد.و فعلى،تأنيث افعل تفضيل باشد،و اين استعارتى است كه خداى تعالى كرد بر طريق كلام عرب،گفت:هركه به طاغوت كافر شود و به خداى مؤمن،تمسّك او به بند استوارترين باشد،بندى [٣]كه هرگز گسسته نشود [٤].و«انفصام» [٥]،انقطاع باشد،و انفصام [٦][از او] [٧]بليغتر باشد،و اين بشارتى است كه خداى تعالى مؤمنان را داد. وَ اللّٰهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ،و خداى شنواست اقوال ايشان را،و عالم است به احوال [٨]ايشان.
قوله تعالى: اَللّٰهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا ،خداى تعالى ولىّ مؤمنان است،[و] [٩]گفتهاند:مراد ناصر است،يعنى يار مؤمنان است.و گفتهاند:مراد دوست است، دوست ايشان است.و گفتهاند:يعنى متولّى كار ايشان است.
و گفتهاند معنى آن است كه:اولى و احقّ بهم،و همه معانى و اقوال را مرجع با اين است،لأنّه من وليت الامر اذا تولّيته بنفسك باشد.و الولى القرب،و الولاية الامارة،و الوليّ من المطر الّذي يلى الوسمىّ،باران دوم [١٠]را براى آن ولىّ خوانند كه در بر [١١]وسمىّ باشد،و«وسمي»باران اوّل باشد.پس از روى لغت و اشتقاق و عموم فوايد تفسير،ولىّ بر اولى دادن اولىتر [١٢]است،فالاولى ان يفسّر بالاولى [١٣].
[١] .اساس:يعنى،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .اساس،آج،لب،دب،فق،مب،مر:ان كلك،وز:انكلنك،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٣] .وز:باشد عندى.
[٤] .آج،با خطى متفاوت بالاى سطر افزوده: لاَ انْفِصٰامَ لَهٰا .
[٥] .اساس،دب،لب،فق،مب،مر:اعصام،با توجّه به مج،وز،تصحيح شد.
[٦] .وز،مب:انقصام.
[٩] [٧] .اساس:ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.
[٨] .اساس،مب،مر:اقوال،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٠] .مب:دويم.
[١١] .اساس،دب،آج،لب،فق،مب،مر:در او،با توجّه به مج،وز تصحيح شد.
[١٢] .اساس،مب،مر:اولى،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها و استعمال كلمه در موارد ديگر از همين متن،تصحيح شد.
[١٣] .اساس،مب،مر:بالولى،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.