روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٤
سعيد جبير گفت از عبد اللّٰه عبّاس [١]كه:در انصاريان چون زنى بودى كه او را فرزند بنماندى،او گفتى بر سبيل نذر كه:اگر مرا فرزندى بماند به جهودانش دهم، و اين پيش اسلام بود.چون اسلام پديد آمد،از اينان جماعتى در بنى النّضير [٢]بودند.
چون خداى تعالى جلا بر ايشان نوشت كه بروند و خانومان رها كنند،انصاريان گفتند:يا رسولاللّٰه!فرزندان و برادران مااند،خداى تعالى اين آيۀ فرستاد: لاٰ إِكْرٰاهَ فِي الدِّينِ. رسول-عليه السّلام-گفت:خداى تعالى ايشان را مخيّر بكرد،اگر مسلمانى خواهند اين جا بباشند،اگر جهودى خواهند با ايشان بروند.
قتاده [٣]و عطا و ضحّاك و ابو روق و واقدي گفتند مراد آن است:لا اكراه فى الدّين بعد اسلام العرب،براى آنكه عرب امّتى بودند امّى،ايشان را كتابى نبود، خداى تعالى رسول را-عليه السّلام-فرمود كه:از عرب قبول مكن الّا اسلام،يا تيغ فرود آر بر ايشان [٤].اهل كتاب را حكمى ديگر نهاد و آن جزيه [٥]بود،گفت:اينان را اكراه مكن بعد قبول جزيه [٦]،يا ايمان آرند يا جزيه [٧]دهند.
و اقوالى ديگر [٨]گفتند در سبب نزول آيت متقارب المعنى،و مرجع با اين است كه ما گفتيم.
زجّاج گفت: لاٰ إِكْرٰاهَ فِي الدِّينِ ،من قول العرب:اكرهت فلانا اذا نسبته الى الكره،كما يقال:اكفرته و افسقته و اظلمته اذا نسبته الى الكفر و الفسق و الظّلم،قال الكميت:
فطائفة قد اكفروني بحبّكم
و طايفة قالوا مسيء و مذنب
و معنى آن است كه:آن را كه در اسلام آيد،مگوى [٩]تو مكرهى [١٠]ايمان اكراه
[١] .اساس،مر:انصار،مب:انصارى،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .اساس،دب،لب،فق،مر:بنى النسير،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .اساس+گفت مج:عبارت را ندارد،با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٤] .مج،وز،دب،آج،لب،فق،مر:تيغ فرود ايشان،يا تيغ بر ايشان فرود آر.
[٧] [٦] [٥] .مج،وز،آج،لب،فق:جزيت.
[٨] .مج،وز،دب،آج،لب،فق:دگر.
[٩] .مر:مگوييد.
[١٠] .اساس،مب،مر:مكروهى،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.