روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٧٢ - ترجمه
به سر آيد،دگرباره مراجعت كند،و غرض او اضرار من است.و در جاهليّت چنين كردندى،چون ايشان را با زن خوش نبودى،و نخواستندى كه او شوهرى ديگر كند براى حميّت.و طلاق را حدّى محدود نبودى،عائشه اين حديث با رسول بگفت.آيت آمد كه: اَلطَّلاٰقُ مَرَّتٰانِ ،طلاق سه [١]باشد،دو در اين آيت است،و سوم [٢]قوله تعالى:
فَإِنْ طَلَّقَهٰا فَلاٰ تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتّٰى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ [٣] .
و در خبر است كه:رسول-عليه السّلام-اين آيت برخواند،گفتند:يا رسول اللّٰه:فأين الثّالثة؟طلاق سوم [٤]كجاست؟گفت: فَإِمْسٰاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسٰانٍ .
اكنون مفسّران اين آيت را تفسير بر تخصيص دادند،گفتند:معنى آيت آن است كه آن طلاق كه مرد در او مالك رجعت باشد دو است.
امّا طلاق سوم [٥]آن بود كه:رجعت نتواند كردن با آن،و اين رجعت آنگاه تواند كردن كه زن هنوز در عدّت بود،فامّا چون از عدّت بيرون آمد [٦]،مالك شد نفس خود را و اختيار با زن افتد،و مرد از جمله خاطبان و خواهندگان يكى باشد،در طلاق اوّل چنين باشد و در دوم.
فامّا از طلاق سوم [٧]در حال باين شود و مالك نفس خود [٨]،و شوهر را بر او سبيلى نباشد به رجعت،جز آنكه زن شوهر نتواند كردن تا عدّت بندارد.چون عدّت بداشت،نشايد كه با [٩]زن او باشد،الّا آنگه كه شوهرى ديگر بكند و با خانه شوهر شود و از او جدا شود به طلاق يا مرگ شوهر،و عدّت بدارد آنگه اگر خواهد با نزديك اين مرد آيد[٣٠٠-پ]به نكاحى نو و مهرى نو.
عبد اللّٰه عبّاس گفت:معنى آيت آن است كه خداى تعالى عدد طلاق سنّت را بيان كرد،گفت:چون خواهد كه طلاق دهد زن را،بايد كه طلاقش آنگاه دهد كه
[١] .مج:سهبار.
[٤] [٢] .مج،وز:سهام،دب،آج،ل،فق،مب،مر:سيم.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٣٠.
[٥] .مج،وز،دب،آج،لب:سهام،فق،مب،سر:سيم.
[٦] .مج،مب،دب:آيد.
[٧] .مج،وز:سهام،آج،لب:سيوم،فق،مب،مر:سيم.
[٨] .همۀ نسخه بدلها+شود.
[٩] .آج،لب،فق،مر:تا.