روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤١٣
نيست.نفى عرش و كرسىّ و لوح و قلم كردند.
يازدهم [١]: وَ لاٰ يَؤُدُهُ حِفْظُهُمٰا ،دليل بطلان قول جهودان كرد كه گفتند:انّ اللّٰه تعالى اعيى [٢]بخلق [٣]السّماوات و الأرض فاستراح.ديگر دليل بطلان قول آنان كه گفتند:خداى تعالى قادر است به قدرت،[٣٤٤-پ]كه به قدرت فعل مخترع نشايد كردن.
دوازدهم قوله: وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ،دليل است بر بطلان قول ثنويان [٤]چه اگر با او الهى بودى ممانعت كردى او را و مستعلى نبودى بر اشياء،همانا عظم [٥]موقع اين آيت براى كثرت ادلّه اوست [٦]بر اصول مسلمانى از توحيد و عدل.
قوله: لاٰ إِكْرٰاهَ فِي الدِّينِ ،مجاهد گفت:آيت در مرد[ى] [٧]انصارى آمد كه غلامى سياه داشت او را صبيح گفتند،او را اكراه مىكرد بر اسلام.
سدّى گفت:در حقّ مردى انصارى آمد كه او را ابو الحصين گفتند،او دو پسر داشت.جماعتى از بازرگانان از شام به مدينه آمدند و آن پسران او را دعوت كردند با ترسايى.ترسا شدند و با ايشان برفتند.او به نزديك رسول آمد و گفت:يا رسولاللّٰه! كسى از عقب [٨]ايشان بفرست و ايشان را بازآر و زجر كن تا[با] [٩]مسلمانى آيند.
خداى تعالى اين آيت بفرستاد: لاٰ إِكْرٰاهَ فِي الدِّينِ. آن مرد انصارى را خوش نيامد، و در دلش از رسول خداى چيزى بود [١٠]،آيت آمد: فَلاٰ وَ رَبِّكَ لاٰ يُؤْمِنُونَ حَتّٰى يُحَكِّمُوكَ فِيمٰا شَجَرَ بَيْنَهُمْ [١١]الآية،و اين پيش از آيت قتال بود،آنگه اين آيت به سورۀ برائت منسوخ شد في قول [١٢]ابن مسعود و ابن زيد.و ديگر مفسّران گفتند:آيت منسوخ نيست.
[١] .مج،وز،دب،آج،لب،فق+قوله.
[٢] .اساس:مب،اعما،مر:عما،مج،وز،فق:اعنى،با توجّه به آج تصحيح شد.
[٣] .مب:لخلق.
[٤] .اساس،مب:مثويان،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .دب،لب،فق،مب:عظيم.
[٦] .دب:است.
[٩] [٧] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:قفا.
[١٠] .مب،مر+اين.
[١١] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٦٥.
[١٢] .اساس،مب،مر:قوله،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.